سوئیچ Cisco WS-C3850-24T-E یک سوئیچ لایه ۳ قدرتمند از خانواده Catalyst 3850 است که با ۲۴ پورت Gigabit Ethernet RJ-45 ارائه میشود. این مدل بهویژه برای شبکههای Enterprise و سازمانهای متوسط تا بزرگ طراحی شده است و با سیستمعامل Cisco IOS XE کار میکند. این سوئیچ علاوه بر پشتیبانی از قابلیتهای Routing پیشرفته، QoS، امنیت و StackWise-480، امکان مدیریت متمرکز و پایدار شبکه را نیز فراهم میکند.
آیا تا به حال در مدیریت شبکه خود با کمبود پورت یا پیچیدگی در کنترل چندین سوئیچ مواجه شدهاید؟ اینجا دقیقاً جایی است که فناوری استکینگ (Switch Stacking) به کمک شما میآید. این قابلیت به مدیران شبکه اجازه میدهد چندین سوئیچ مستقل را طوری کنار هم قرار دهند که همانند یک سوئیچ واحد کار کنند؛ بدون اینکه نیاز باشد هرکدام را جداگانه مدیریت کنید.
در ادامه قصد داریم ۵ مزیت اصلی استک کردن سوئیچها را بررسی کنیم؛ مزایایی که نهتنها بهرهوری زیرساخت شما را بالا میبرد، بلکه هزینهها و ریسکهای عملیاتی را هم کاهش میدهد.
وقتی چند سوئیچ از طریق کابل یا ماژول استکینگ به یکدیگر متصل میشوند، کنترل آنها توسط یک واحد مرکزی یا Master Switch انجام میشود. به این ترتیب، مجموعهای از سوئیچها با وجود داشتن سختافزار مجزا، از دید مدیر شبکه مانند یک سوئیچ بزرگ عمل میکنند.
برای مثال، استک کردن چهار سوئیچ ۴۸ پورتی، در نهایت یک دستگاه منطقی با ۱۹۲ پورت در اختیار شما میگذارد. تفاوت اصلی این روش با استفاده از سوئیچهای مستقل این است که:
تنها یک آدرس IP برای کل مجموعه وجود دارد.
یک رابط مدیریتی دارید، نه چندین رابط مجزا.
بار شبکه بین سوئیچها توزیع میشود و دسترسپذیری بالاتری به دست میآید.
۵مزیت استک کردن سوئیچهای شبکه
۱. مقیاسپذیری آسان
یکی از دغدغههای اصلی مدیران IT، رشد تدریجی شبکه است. با استکینگ، بهجای تغییر اساسی در طراحی یا خرید تجهیزات گرانقیمت، کافی است یک سوئیچ دیگر به استک اضافه کنید. این انعطافپذیری باعث میشود زیرساخت شما همزمان با رشد سازمانتان توسعه یابد.
۲. مدیریت ساده و متمرکز
در حالت سنتی، هر سوئیچ باید جداگانه پیکربندی، مانیتور و بهروزرسانی شود. اما در استکینگ، همه سوئیچها تحت یک Control Plane اداره میشوند. نتیجه:
تنها یک بار تغییر پیکربندی کافی است.
مانیتورینگ سادهتر و یکپارچه خواهد بود.
خطای انسانی در مدیریت به شکل محسوسی کاهش مییابد.
۳. کارایی بالاتر و کاهش گلوگاهها
سوئیچهای استک شده از لینکهای اختصاصی و پرسرعت برای تبادل اطلاعات استفاده میکنند (گاهی تا صدها گیگابیت در ثانیه). این پهنای باند بالا مانع ایجاد Bottleneck میشود و ترافیک شبکه روانتر جریان پیدا میکند. بهویژه در محیطهایی با حجم بالای داده، این موضوع اهمیت حیاتی دارد.
۴. افزونگی و دسترسپذیری بالا
شبکههای سازمانی نمیتوانند حتی چند دقیقه قطعی را تحمل کنند. استکینگ این مشکل را حل میکند:
اگر یک سوئیچ از کار بیفتد، باقی استک همچنان فعال خواهد بود.
Master Switch در صورت بروز مشکل، بهطور خودکار وظایف خود را به سوئیچ دیگری واگذار میکند (Failover).
این ویژگی باعث افزایش High Availability در لایه دسترسی (Access Layer) میشود.
۵. بهینهسازی هزینهها
گرچه خرید سوئیچهای استکینگ ممکن است در ابتدا کمی پرهزینهتر باشد، اما در بلندمدت صرفهجویی چشمگیری به همراه دارد:
مدیریت آسانتر = کاهش هزینههای نیروی انسانی
کاهش خرابیها = کاهش هزینههای نگهداری
استفاده بهینهتر از سختافزار = بازگشت سرمایه سریعتر
نکات مهم هنگام استفاده از استکینگ
قبل از پیادهسازی این فناوری، به این موارد توجه کنید:
همه سوئیچها باید از قابلیت استکینگ پشتیبانی کنند.
معمولاً برندها (مثل Cisco، HP، Huawei) محدودیت خاصی در تعداد سوئیچهای قابل استک دارند.
نسخه نرمافزار و فریمور باید یکسان باشد تا ناسازگاری ایجاد نشود.
در طراحی باید به توپولوژی استک (حلقهای یا خطی) دقت کنید؛ چون بر افزونگی تأثیر مستقیم دارد.
تفاوت استکینگ با روشهای مشابه
گاهی استکینگ با تکنولوژیهایی مثل MLAG (Multi-Chassis Link Aggregation) یا Chassis-Based Switches اشتباه گرفته میشود. تفاوتها اینجاست:
استکینگ → مدیریت یکپارچه چند سوئیچ مستقل با هزینه کمتر.
MLAG → امکان استفاده از چند سوئیچ مستقل برای یک لینک تجمیعی، بدون مدیریت واحد.
Chassis → یک شاسی مرکزی با ماژولهای متعدد، اما با هزینه بالاتر و معماری متفاوت.
جمعبندی
استک کردن سوئیچهای شبکه راهکاری هوشمندانه برای سازمانهایی است که به دنبال رشد سریع، مدیریت سادهتر، کارایی بالا و دسترسپذیری بیشتر هستند. این فناوری نهتنها به مدیران IT کمک میکند از منابع به بهترین شکل استفاده کنند، بلکه تجربه کاربری بهتری برای کارکنان سازمان فراهم میسازد.
بنابراین اگر به دنبال ارتقای زیرساخت شبکه خود هستید، بررسی امکان استکینگ میتواند یکی از بهترین تصمیمهای شما باشد.
شرکت سیسکو (Cisco) به عنوان یکی از پیشگامان دنیای شبکه، محصولات متنوع و قدرتمندی برای انواع محیطهای شبکه ارائه میدهد. از جمله پرطرفدارترین سریهای سوئیچینگ و روتر این شرکت میتوان به سریهای Nexus، Catalyst و Meraki اشاره کرد. در این مقاله قصد داریم به طور دقیق تفاوتها، کاربردها و ویژگیهای هر یک از این سریها را بررسی کنیم تا انتخاب مناسبتری برای نیازهای شبکه شما فراهم شود.
سری Nexus بیشتر در محیطهای دیتاسنتر و مراکز داده (Data Centers) کاربرد دارد. این سری برای ارائه عملکرد بالا، پشتیبانی از تکنولوژیهای مدرن و مقیاسپذیری طراحی شده است.
ویژگیهای کلیدی
عملکرد بسیار بالا: مناسب برای دیتاهای حجیم و شبکههای با ترافیک سنگین.
پشتیبانی از تکنولوژیهای پیشرفته: مانند Fibre Channel over Ethernet (FCoE)، VXLAN، و قابلیتهای گسترده در مجازیسازی شبکه.
مقیاسپذیری بالا: امکان ایجاد شبکههای بسیار بزرگ با تعداد سوئیچ زیاد.
پشتیبانی از نرمافزارهای پیشرفته: مانند Cisco NX-OS که امکانات مدیریتی و امنیتی گستردهای دارد.
سری Catalyst بیشتر در شبکههای سازمانی، ادارات و محیطهای LAN (شبکههای محلی) استفاده میشود. این سری یکی از پرطرفدارترین و قدیمیترین محصولات سیسکو است که قابلیتهای مدیریت، امنیت و پشتیبانی گستردهای دارد.
ویژگیهای کلیدی
قابلیتهای مدیریت پیشرفته: شامل قابلیتهایی مثل QoS، امنیت سطح بالا، و مدیریت آسان.
پشتیبانی از فناوریهای متنوع: مانند PoE (Power over Ethernet)، Layer 2 و Layer 3 Switching.
انعطافپذیری: مناسب برای محیطهای مختلف از دفاتر کوچک تا سازمانهای بزرگ.
قابلیت اطمینان بالا: طراحی شده برای فراهم کردن uptime و عملکرد پایدار.
Meraki یکی از جدیدترین سریهای سیسکو است که به صورت ابری (Cloud-managed) مدیریت میشود. این سری برای کسانی مناسب است که به دنبال راهحلهای ساده، سریع و قابل مدیریت از راه دور هستند.
ویژگیهای کلیدی
مدیریت ابری: تمامی تنظیمات، نظارت و گزارشگیری از طریق داشبورد تحت وب انجام میشود.
راهاندازی آسان: بدون نیاز به دانش عمیق شبکه، قابل استفاده برای کاربران غیر حرفهای.
امنیت و نظارت پیشرفته: فایروال، کنترل دسترسی، و گزارشهای بلادرنگ.
قابلیت مقیاسپذیری سریع: مناسب کسبوکارهای کوچک و متوسط با رشد سریع.
موارد استفاده
کسبوکارهای کوچک و متوسط
محیطهایی که نیاز به مدیریت ساده و از راه دور دارند
شعب مختلف شرکتها که به صورت توزیعشده مدیریت میشوند
جمعبندی و نکات کلیدی
ویژگی
Nexus
Catalyst
Meraki
محیط استفاده
دیتاسنتر و مراکز داده
شبکه سازمانی و LAN
مدیریت ابری، کسبوکارهای کوچک
عملکرد
بسیار بالا
متوسط تا بالا
متوسط
مدیریت
نرمافزار NX-OS
مدیریت سنتی و پیشرفته
کاملاً ابری و ساده
امنیت
پیشرفته
قوی
پیشرفته با کنترل از راه دور
مقیاسپذیری
بسیار بالا
متوسط تا بالا
متوسط با افزایش آسان
نتیجهگیری
اگر به دنبال عملکرد بسیار بالا و تکنولوژیهای پیشرفته در دیتاسنتر هستید، سری Nexus بهترین انتخاب است. برای شبکههای سازمانی با نیاز به مدیریت و امنیت مناسب، سری Catalyst انتخابی مطمئن است. اما اگر میخواهید مدیریت ساده، از راه دور و بدون پیچیدگی داشته باشید، Meraki با مدل ابری بهترین گزینه شما خواهد بود.
سوئیچ Cisco WS-C3850-24XS-E یک سوئیچ لایه ۳ پیشرفته با ۲۴ پورت +10G SFP است که برای شبکههای Enterprise و محیطهای دیتاسنتر طراحی شده است. این سوئیچ با سیستمعامل Cisco IOS XE کار میکند و بهروزرسانی منظم سیستمعامل، امنیت، عملکرد و پایداری شبکه را تضمین میکند.
ماژول های GBIC یا Gigabit Interface Converter یک وسیله ورودی / خروجی با قابلیت hot-swappable است که به یک درگاه (slot) یا Gigabit Ethernet port وصل می شود و درگاه را با شبکه ارتباط می دهد. البته لازم به ذکر است این ماژول ها به ندرت استفاده می شوند زیرا ماژول های SFP جایگزین مناسبی برای آنها هستند.
مقایسه ماژول های SFP و GBIC
GBIC های کمپانی سیسکو در انواع مختلفی در بازار عرضه می شوند. مانند:
1000BASE-T ،1000BASE-SX ،1000BASE-LX / LH ،1000BASE-ZX ،1000BASE-CWDM یا 1000BASE-DWDM که می توان آنها را در یک درگاه بر اساس port-by-port تلفیق کرد. با توسعه قابلیت های جدید ، این ماژول ها دسترسی به آخرین تکنولوژی های Interface را آسان می نماید.
ـ Cisco 1000BASE-T GBIC:
ماژول Cisco 1000BASE-T GBIC (شماره محصول WS-G5483) با استفاده از استاندارد RJ-45 interface یک پورت GBIC را به سیم های Category 5 متصل می کند.حداکثر فاصله کابل کشی Category 5 ، 328 فوت (100 متر) می باشد.
ـ Cisco 1000BASE-SX GBIC:
حداکثر فاصله کارکرد و عملکرد ماژول (Cisco 1000BASE-SX GBIC (WS-G5484 ، با کابل های قدیمی (MMF(Multimode Fiber
1815 فوت (550 متر) و با کابل لیزری (OM3 (optimized multimode fiber3281 فوت (1Km) می باشد.
ـ Cisco 1000BASE-LX/LH GBIC:
(Cisco 1000BASE-LX/LH GBIC (WS-G5486 کاملاً با استاندارد IEEE 802.3z 1000BASE-LX10 مطابقت دارد. این ماژول امکان دستیابی تا مسافت حداکثر 6.2 مایل (10 کیلومتر) بر روی کابل (SMF (single-mode fiber و تا 550 متر بر روی کابل (MMF(multimode fiber ارائه میدهد.
ـ Cisco 1000BASE-ZX GBIC:
عملکرد ماژول( Cisco 1000BASE-ZX GBIC (WS-G5487 بر فیبر معمولی تا طول 43.4 مایل (70 کیلومتر) می باشد. و عملکرد لینک تا 62 مایل (100 کیلومتر) با استفاده از فیبر تک حالته premium single-mode یا فیبر تک حالته
shifted single-mode امکان پذیر است. طول دقیق لینک به عوامل مختلفی از جمله : کیفیت فیبر ، تعداد اتصالات و کانکتورها بستگی دارد.
در صورت استفاده ازفیبر single-mode fiber در مسافت های کوتاه تر ، ممکن است لازم باشد که از یک تضعیف کننده نوری درون خط in-line استفاده شود تا از اضافه بار گیرنده، جلوگیری شود. یک تضعیف کننده نوری درون خطی 5 dB یا 10 dB باید بین کابل فیبر نوری و پورت دریافت کننده روی ماژول Cisco 1000BASE-ZX GBIC در هر انتهای لینک هنگامی که طول فیبر نوری کمتر از 15.5 مایل باشد (25 کیلومتر) گذاشته شود.
ماژول های GBIC سیسکو از انواع مختلف سوئیچ ، روتر و دستگاه های نوری سیسکو (optical transport devices) پشتیبانی می کنند.
اتصالات و کابل کشی (Connectors and Cabling)
کانکتور (Dual SC/PC (for optical GBIC modules
کانکتور (RJ-45 (for 1000BASE-T GBIC
توجه: برای اتصال ماژول های GBIC با PC و UPS از پچ کورد استفاده می شود. لازم به ذکر است پچ کوردهایی با کانکتورهای APC ساپورت نمی شود. این پچ کوردها باید با استانداردهای (GR-326 (single-mode و (GR-1435 (multimode سازگار باشد.
مشخصات :
جدول 1 مشخصات کابل کشی را برای GBIC های Cisco که در پورت Gigabit Ethernet نصب می شود، ارائه می دهد. توجه داشته باشید که کلیه GBIC های Cisco دارای کانکتورهای نوع SC هستند و حداقل فاصله کابل برای کلیه GBIC های ذکر شده MMF و SMF شش و نیم فوت (2 متر) است.
فاصله کابل
پهنای باند مودال (MHz/km)***
اندازه هسته
(Micron)
نوع فیبر
طول موج (nm)
GBIC
220m
275m
500m
550m
1000m
160
200
400
500
2000
62.5
62.5
50
50
50
MMF
850
Cisco 1000BASE-SX
550m
550m
550m
10km
500
400
500
9/10
62.5
50
50
9/10
*MMF
SMF
1310
Cisco 1000BASE-LX/LH
70to 100 km
9/10
9/10
SMF
1550
Cisco 1000BASE-ZX
نرخ از دست دادن فیبر (Fiber Loss Budgets ) برای 1000BASE-SX ، 1000BASE-LX و 1000BASE-ZX
Receive (dBm)
Transmit (dBm)
نوع
دستگاه
Min
Max
Min
Max
17-
0
9.5-
3-
1000BASE-SX
WS-G5484
19-
3-
9.5-
3-
1000BASE-LX/LH
WS-G5486
23-
3-
0
5
1000BASE-ZX
WS-G5487
ابعاد: (H x W x D: 1.90 x 3.91 x 8.89 cm).
Cisco GBIC به طور معمول کمتر از 75 گرم وزن دارد.
شرایط محیطی و نیازهای انرژی(Environmental Conditions and Power Requirements)
محدوده دمای عملیاتی از 32 تا 122 درجه فارنهایت (0 تا 50 درجه سانتیگراد) است.
محدوده دمای ذخیره سازی از 40 تا 185 درجه فارنهایت (-40 تا 85 درجه سانتیگراد) است.
شماره محصولات Cisco GBIC:
Product Number
GBIC
WS-G5483
Copper (Cisco 1000BASE-T)
WS-G5484
Short wavelength (1000BASE-SX)
WS-G5486
Long wavelength/long haul (1000BASE-LX/LH)
WS-G5487
Extended distance (1000BASE-ZX)
نصب ماژول های GBIC:
برای نصب ماژول های GBIC مراحل زیر را دنبال کنید:
1ـ ماژول های GBIC را از جعبه خارج کنید.
2ـ برچسب روی ماژول را بررسی کنید تا مطمئن شوید مدل درستی را خریداری کرده اید.
3ـ پوشش پلاستیکی ماژول را خارج کرده و آن را در جایی نگه دارید زیرا ممکن است در آینده به آن نیاز پیدا کنید.
4ـ با دقت GBIC را از طریق سوکت وارد کرده و آن را درون سوکت GBIC قرار دهید. این کار را تا جایی ادامه دهید که مطمئن شوید ماژول به طور کامل در سوکت جا افتاده است.
احتیاط: مطمئن شوید ماژول را به درستی در داخل سوکت جای داده اید زیرا اگر آن را به اشتباه وارد نمایید ممکن است ماژول و یا سوکت دچار ایراد شوند.
قبل از جدا کردن dust plug های GBIC دستور العمل های زیر را اجرا کنید:
ـ قبل از جدا کردن پوشش Dust Plug های GBIC حتما اطمینان داشته باشید که قرار است با یک پچ پنل نوری اتصال برقرار نماید در غیر این صورت پوشش را جدا نکنید.
ـ همیشه اتصالات SC را قبل از برقراری ارتباط بازرسی و تمیز کنید.
ـ قبل از وصل و یا جدا کردن کانکتور SC گیره آن را نگه دارید.
5ـ dust plug پچ کورد فیبر نوری را از آن خارج کنید و آن را در جایی نگه دارید.
6ـ قسمتهای انتهایی فیبر نوری اتصال دهنده SC را بررسی و تمیز کنید.
7ـ dust plug ماژول را از آن خارج نمایید.
8ـ بلافاصله کابل رابط شبکه را به فرستنده GBIC وصل کنید.
خارج کردن ماژول های GBIC:
اگر می خواهید ماژول های GBIC را حذف کنید اقدامات زیر را انجام دهید:
1ـ اتصالات کابل نوری را از ماژول های GBIC جدا کنید.
2ـ با فشردن همزمان دو زبانه پلاستیکی GBIC را از شکاف خارج نمایید.
3ـ GBIC را از شکاف ماژول خارج کنید.
4ـ ماژول GBIC را در یک کیسه ضد الکتریسیته ساکن قرار دهید.
قبل از بررسی ماژول های PVDM و انواع آن باید گفت همان طور که می دانید روترهای سیسکو به عنوان یکی از پرفروش ترین و پرکاربردترین تجهیزات شبکه به شمار می روند. حال اگر بخواهیم از این دستگاه ها جهت پردازش بستههای صوتی آنالوگ به دیجیتال یا همان VOIP استفاده نماییم، به یک سری تجهیزات سخت افزاری نیاز پیدا خواهیم کرد. از جمله این تجهیزات ماژول های PVDM می باشند. به عبارت دیگر DSP و PVDM باعث می شوند تا سری های سیسکو ISR ،تلفن های IP را به هم متصل نمایند. به این معنی که برای تحقق ارتباط صوتی می توانیم یک ISR ، یک PVDM و یک لایسنس UC بخریم.
ماژول پردازشگر سیگنالهای دیجیتال صوتی (PVDM)، منابع سیگنال های دیجیتال (DSP) را به سیستم ارائه می نماید. لازم به ذکر است DSP ها چیپ هایی هستند که بر روی ماژول های PVDM سوار بوده و وظیفه تبدیل بسته های صوتی آنالوگ به دیجیتال را بر عهده دارند. یک ماژول PVDM می تواند از یک یا چند DSP تشکیل شده باشد. به عبارت دیگر هر PVDM از تعداد تراشه DSP تشکیل شده است، به طوری که می توان گفت هر چه تعداد تراشه های DSP افزایش یابد قدرت پردازش نیز افزایش خواهد یافت.
برخی از ویژگی های ماژول های PVDM عبارتند از:
ـ Voice T1/E1:
یکی از مزایای بسته بندی صوت به شکل بسته های IP، امکان جداسازی و انتقال در زمان های مختلف می باشد که این کار توسط برنامه TDM صورت می گیرد.
ـ کنفرانس:
این سیستم ها کنفرانس های تک یا چند کاربره را در ارتباطات سیسکو فراهم می آورند.
ـ کدگذاری های سراسری:
این امکان را فراهم می آورند تا کدها به کدک های دیگر تبدیل شوند.
ـ نقاط انتقال :
تعیین سرعت انتقال در جایی که کدک ها برای ارسال به یک شبکه متفاوت دیگر باید مجدداً بسته بندی شوند.
ـ تنظیم کیفیت صدا:
ماژول های PVDM می توانند عملیات فشرده سازی و مدیریت لرزش را انجام دهند.
ـ ذخیره انرژی:
مادربرد PVDM ها دارای چندین حالت جهت ذخیره انرژی می باشند. هنگامی که در حالت بدون استفاده قرار می گیرند می توانند تا 5 وات را صرفه جویی نمایند.
چیپ های DSP:
می توان گفت چیپ های DSP نقش اصلی را در سیستم ارتباطات سیسکو دارد. از این تراشه ها به چند صورت مانند تلفن های IP و ماژول های PVDM استفاده می شود. همان طور که گفته شد هر ماژول PVDM می تواند دارای تعداد زیادی DSP باشد.DSP ها اساساً شبیه تراشه های رم قدیمی هستند و مانند آنها نصب می شوند.
نوع تراشه, تعداد و نحوه کدگذاری چیپ های DSP می تواند عملیات پردازش را تحت تأثیر قرار دهد.
انواع ماژول های PVDM:
چهار نسخه PVDM در حال حاضر پشتیبانی می شوند:
1ـ ماژول های PVDM2 :
این ماژول ها توسط روترهای سری 2800، 3800، 2900 و 3800 پشتیبانی می شوند.
مزایای استفاده از ماژول های PVDM2:
ـ حمایت از سرمایه گذاری و قابلیت ارتقاء
ـ ظرفیت بالا و انعطاف پذیری
ـ خدمات کنفرانس و کدگذاری
ـ کیفیت صدای بهبودیافته
ماژول های PVDM2 کجا نصب می گردند؟
می توانید با استفاده از کارتهای آداپتور ویژه PVDM2- ADPTR این ماژول ها را در اسلات های مادربرد نصب کنید. همچنین می توانید با استفاده از کارت آداپتور ماژول شبکه به سرور (SM-NM-ADPTR) ، یک NM-HDV2 با PVDM2 را در شکاف ماژول سرویس روترهای سیسکو سری 2900 و 3900 وارد کنید.
این ماژول ها دارای تراکمی مشابه با ماژول های PVDM2 بوده و توسط روترهای سری 4300 و 4400 پشتیبانی می شوند. PVDM4 در T1 / E1 ماژول های رابط شبکه NIM و همچنین در مادربرد موجود می باشند.
قیمت ماژول سیسکو مدل PVDM4-128
قیمت ماژول سیسکو مدل PVDM4-64
مزایای استفاده از ماژول های PVDM4:
ـ ارائه چند برابر تقسیم زمان (TDM) در ماژول T1 / E1
ـ ارائه خدمات صوتی مبتنی بر IP
ـ مدیریت کیفیت صدا
ـ صرفه جویی در مصرف برق، در صورت استفاده ، هر PVDM4 می تواند حداکثر 5 وات انرژی را ذخیره کند.
ماژول های PVDM4 کجا نصب می گردند؟
این ماژول ها بر روی مادربرد T1 / E1 NIM روترهای سری 4300 و 4400 نصب می گردد. هر روتر تنها یک اسلات PVDM4 در مادربرد می باشد. هر NIM دارای یک اسلات PVDM4 است.
4ـ ماژول های SM-XPVDM:
این ماژول ها توسط روترهای 4451 ،4431، 4351 پشتیبانی می شوند.
قیمت روتر سیسکو مدل ISR4351-K9
مشخصات روتر سیسکو مدل ISR4331-K9
نکته: در روترهای سری 2900 و 3800 هر دو ماژول PVDM2 و PVDM3 قابل نصب می باشند. ماژول های PVDM3 بدون آداپتور قابل نصب هستند، در حالی که ماژول های PVDM2 نیاز به آداپتور دارند. این بدان معناست که PVDM2 را می توان در 2900 و 3900 ISR با آداپتور نصب کرد.
انواع مختلف هر کدام از ماژول های PVDM و قابلیت های آنها:
مدل های PVDM2 برای روترهای سری ISR:
توضیحات
نام ماژول
ماژول Fax/Voice DSP برای انتقال روی 8 کانال
PVDM2-8
ماژول Fax/Voice DSP برای انتقال روی 16 کانال
PVDM2-16
ماژول Fax/Voice DSP برای انتقال روی 32 کانال
PVDM2-32
ماژول Fax/Voice DSP برای انتقال روی 48 کانال
PVDM2-48
ماژول Fax/Voice DSP برای انتقال روی 64 کانال
PVDM2-64
مدل های PVDM3 برای روترهای سری ISR G2:
توضیحات
نام ماژول
ماژول Voice & Video DSP برای انتقال روی 16 کانال
PVDM3-16
ماژول Voice & Video DSP برای انتقال روی 32 کانال
PVDM3-32
ماژول Voice & Videov DSP برای انتقال روی 64 کانال
PVDM3-64
ماژول Voice & Video DSP برای انتقال روی 128 کانال
PVDM3-128
ماژول Voice & Video DSP برای انتقال روی 192 کانال
PVDM3-192
ماژول Voice & Video DSP برای انتقال روی 256 کانال
PVDM3-256
مدل های PVDM4 و SM-XPVDM برای روترهای سیسکو سری 4000:
تعداد کانال ها
پیچیدگی بالا
پیچیدگی متوسط
پیچیدگی پایین
نام ماژول
16
24
32
PVDM4-32
32
48
64
PVDM4-64
64
96
128
PVDM4-128
128
192
256
PVDM4-256
192
384
768
SM-XPVDM
256
512
1024
SM-XPVDM
512
1024
2048
SM-XPVDM
770
1400
3080
SM-XPVDM
نکته: همانطور که در جدوال بالا مشاهده می کنید، کنار هر کدام از نام های ماژول ها دو عدد به چشم می خورد. اولی که مدل ماژول PVDM بوده و دومی تعداد ارتباطی که هر ماژول می تواند در یک لحظه برقرار کند را نمایش می دهد. اولین عدد از سمت چپ نسل PVDM و دومی نشان دهنده تعداد تماس هایی است که یک PVDM می تواند همزمان پشتیبانی کند. خوب است بدانیم تعداد کانال های پشتیبانی شده در PVDM2 و PVDM3 کاملا بستگی به پیچیدگی کدک دارد.
چگونگی نصب ماژول های PVDM2 و PVDM3 بر روی روتر:
برای پشتیبانی از نسخه های پیشرفته پردازنده های سیگنال دیجیتال (DSP) می توانید تا دو PVDM نصب کنید. هر DSP از دو پورت صدای آنالوگ یا یک درگاه ISDN BRI پشتیبانی می کند.
برای نصب PVDM در مادربرد روتر این مراحل را دنبال کنید:
1ـ در شاسی دستگاه را باز کنید.
2ـ اسلات های PVDM را در مادربرد پیدا کنید.
3ـ کلیه ماژول های PVDM را با کشیدن قالب خارج کنید.
4ـ اگر قرار است تنها یک ماژول نصب شود آن را در اسلات صفر قرار دهید.
5ـ ماژول را در اسلات قرار دهید. این کار را به نحوی انجام دهید تا شکاف در کانکتور (لبه پایینی) ماژول PVDM با لبه اسلات به یکدیگر متصل شده تا ارتباط میان روتر و ماژول برقرار شود.
نکته: عمل جاگذاری ماژول های PVDM در اسلات را بسیار با دقت انجام دهید زیرا عدم توجه می تواند به ESD های آن آسیب برساند.
6ـ ماژول را محکم در شکاف نگه دارید ، آن را به سمت عقب روتر بچرخانید ، تا زمانی که صدای کلیک را بشنوید تنها در این حالت ماژول در جای مخصوص قرار می گیرد. اطمینان حاصل نمایید که ماژول در جای درست خود قرار گرفته است.
7ـ پس از نصب ماژول های حافظه یا داده روی مادربرد ، شاسی را ببندید.
نکته مهم : همان طور که در مطالب بالا گفته شد در روترهای سری 2900 و 3900 می توان با استفاده از آدابتور PVDM از ماژول های PVDM2 استفاده کرد. اما نمی توان روی یک روتر از هر دو ماژول PVDM2 و PVDM3 به طور همزمان بهره گرفت و نیاز هست که هر دو از یک خانواده باشند.
نکته: نحوه نصب ماژول های PVDM4 و SM-XPVDM بر روی روتر متفاوت می باشد که در مقاله های بعدی توضیح خواهیم داد.
شاید علاقمند به مطالعه در رابطه با ماژول های HWIC باشید پس در این حالت پیشنهاد می شود به لینک زیر مراجعه نمایید:
هنگام خرید سوئیچ شبکهپورت های آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است مانند سوئیچ WS-C2960S-24TS-Lکه دارای 24 پورت 10/100/1000Mbps و 4 پورت SFP می باشد. ما در این مقاله قصد داریم شما را با پورت Uplink آشنا نماییم پس در ادامه با ما همراه باشید تا به سوالات زیر پاسخ دهیم.
ـ پورت Uplink چیست؟
ـ تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی در چیست؟
ـ آیا می توان از پورتUplink به عنوان پورت معمولی استفاده کرد و یا برعکس؟
ما در این مقاله می خواهیم به کلیه این سوالات پاسخ دهیم، پس با ما همراه باشید.
پورت Uplink چیست؟
شاید بهتر است برای درک بهتر تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی ابتدا در رابطه با انواع پورت توضیحاتی را ارائه نماییم. به طور کلی پورت های سوئیچ شبکه به دو دسته اصلی تقسیم می شوند:
پورت uplink
پورت downlink
پورت Uplink روی سوئیچ هایی با سرعت بالاتر که برای اتصال دستگاه یا شبکه محلی کوچکتر به شبکه بزرگتر یا اتصال به سایر دستگاه های با سرعت بالاتر در توپولوژی شبکه استفاده می شوند. در حالی که پورت های downlink یا همان عادی فقط مجموعه ای از پورت ها هستند که عمدتاً برای انتقال داده های منظم استفاده می شوند.
کابل های RJ45 در پورت های معمولی استفاده می شود و پورت SFP، پورت +SFP، پورت SFP28 ، پورت +QSFP و پورت QSFP28 برای فیبر نوری و یا اتصال به شبکه های که از سرعت و فاصله زیاد پشتیبانی می کنند، استفاده می شوند.
تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی به این صورت است که پورت های uplink از نظر ظاهری شبیه پورت های عادی در سوئیچ هستند و به کمک ارتباط از یک پورتuplink به یک پورت عادی سوئیچ دیگر می توانید سایز شبکه خود را گسترش دهید. اما در واقع تفاوت زیادی بین آنها وجود دارد.
تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی (Downlink) چیست؟
ـ پورت Uplink در مقابل پورت عادی:
برای اجتماع Uplink:
در سوئیچ فیبر، پورت های اتصال دهنده پهنای باند بیشتری نسبت به پورت های عادی دارند زیرا ترافیک بین لایه های مختلف را جمع می کنند. پورت uplink برای اتصال دستگاه یا شبکه محلی کوچکتر به شبکه بزرگتر یا اتصال به دستگاه “بالاتر” در توپولوژی استفاده می شود.
پورت uplink می تواند پورت stack باشد. این یکی از دو روش دستیابی به استکینگ، بدون استفاده از درگاه اختصاصی می باشد. پورتUplink جهت ایجاد Stack سوئیچ ها با انعطاف پذیری بیشتر و هزینه کمتر استفاده می شود. به راحتی پورت های اتصال دهنده را روی هر سوئیچ استک با DAC / AOC یا گیرنده های نوری و کابل فیبر نوری متصل کنید. علاوه بر این، استفاده از پورت های فیبر برای سوئیچ استک می تواند قابلیت استکینگ از راه دور را در محیط های مختلف تحقق بخشد.
بیشتر بخوانید: قابلیت Stack در سوئیچ های شبکه
ـ پورت Uplink مس و پورت معمولی
برای کابل کشی آسان تر:
همانطور که می دانید هنگام اتصال دو پورت اترنت عادی بر روی سوئیچ ها، معمولاً یک کابل متقاطع استفاده می شود تا پین های انتقال در یک انتهای کابل شبکه بتوانند به پین های دریافت کننده در انتهای دیگر متصل شوند. یک پورتuplink پین های انتقال و دریافت را متقاطع نمی کند، بنابراین شما را از کابل Cross-over بی نیاز می کند. این بدان معنی است که هنگام اتصال دو سوئیچ با اتصال یک پورت uplink و یک پورت عادی ، یک کابل مستقیم نیاز است.
برای صرفه جویی در پورت:
پورتuplink روی یک سوئیچ برای گسترش شبکه استفاده می شود. پورت اتصال یک سوئیچ را به عنوان مثال به پورت استاندارد یک سوئیچ دیگر وصل کنید، بوسیله آن می توان پورتهای مس معمولی را ذخیره کرد تا برای نقاط انتهایی بیشتری متصل شوند. بنابراین سوئیچ ها می توانند از پورت های uplink برای اتصال به سایر سوئیچ ها استفاده کنند تا حداکثر تعداد دستگاه های سیمی متصل به شبکه را افزایش دهند.
آیا می توان از پورت Uplink به عنوان پورت عادی استفاده کرد؟
با افزایش تقاضا برای پهنای باند، این موضوع بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. یعنی آیا می توانم از پورت های uplink روی یک سوئیچ به عنوان پورت های معمولی استفاده کنم؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید در مورد درگاه مشترک و درگاه دو منظوره بیاموزیم.
پورت مشترک (Shared Port) و پورت دو منظوره (Dual-Purposed Port):
برخی از تجهیزات شبکه قدیمی به طور خاص یک پورت معمولی را در کنار پورت uplink پیکربندی کرده و این دو را به صورت جفت بهم متصل می کنند. منطق سخت افزاری سنتی این محصولات از اتصال به پورت uplink یا پورت به طور مشترک پشتیبانی می کند، اما نه هر دو.
اتصال دستگاه ها به هر دو پورت دستگاه پورت مشترک عملکرد صحیح واحد را متوقف می کند. امروزه ، بسیاری از تجهیزات شبکه یک پورت دو منظوره ارائه می دهند که بسته به نوع دستگاه متصل به آن می تواند به عنوان اتصال دهنده یا پورت معمولی عمل کند.
اتصال دو منظوره ترکیبی یا همان پورت combo از یک پورت مس 10/100/1000 و یک پورت اترنت گیگابیتی مبتنی بر SFP تشکیل شده است. همزمان می توان از یکی از این دو پورت استفاده کرد. این انعطاف پذیری اضافه شده به uplink امکان استفاده از uplink با چگالی بالا را فراهم می کند. لینک های دو منظوره همچنین یک صندوق عقب کامل دوبلکس و با سرعت گیگابیت را برای استک ارائه می دهند. در یک کلام، ما می توانیم از پورتuplink به عنوان یک پورت عادی بر اساس خواسته های خاص استفاده کنیم.
بیشتر بخوانید: تفاوت میان پورت combo و SFP
نکاتی برای استفاده از پورت Uplink به عنوان پورت معمولی:
اگر بخواهید از پورت Uplink به جای پورت معمولی استفاده کنید به یک سری نکات باید توجه نمایید. حتماً جهت اتصال دو سوئیچ که در فاصطه دور از یکدیگر قرار گرفتند از پورت های SFP و +SFP و فیبر نوری استفاده نمایید. اما اگر می خواهید دو سوئیچ که در فاصله کمی از یکدیگر قرار گرفته اند را به هم متصل نمایید می توانید از پورتUplink و کابل های RJ45 استفاده نمایید.
خرید کلیه تجهیرات شبکه از شبکه کالا، برترین مرجع فروش و خدمات تجهیزات شبکه در ایران، با بهترین قیمت و کیفیت همراه با گارانتی معتبر
به طوری کلی پورت های Uplink به دو دسته پورت combo و SFP تقسیم می شوند. حال شاید برای شما یا سوال پیش آید که پورت Combo چیست؟ چگونه می توانم از آن استفاده کنم؟ بسیاری از سؤالات این چنینی در رابطه به این دو پورت برای شما مطرح شود. ما در این مقاله می خواهیم در رابطه با پورت SFP و Combo و همچنین تفاوت های میان آنان به طور کامل صحبت کنیم.
پورت های Combo شامل دو درگاه اترنت و SFP می باشند که به صورت همزمان فقط یکی از درگاه ها قابل استفاده می باشد. بدین صورت که اگر کابل شبکه RJ45 را به درگاه اترنت متصل نمایید به صورت همزمان نمی توان از درگاه SFP نیز استفاده کرد و بالعکس. البته اگر تا اینجا کمی گیج شده اید اصلا نگران نباشد، در ادامه پاسخ کلیه سوالات خود را دریافت خواهید کرد.
اسلات های SFP درگاه هایی هستند که بر اساس نیاز کاربر از ماژول های فیبر نوریSFP استفاده می کنند و توسط فیبر نوری داده ها را انتقال می دهند.
پورت Combo چیست؟
همانطور که گفته شد پورت های کمبو از دو درگاه اترنت و SFP بر روی سوئیچ های سیسکوتشکیل شده اند. یعنی این پورت ها از اتصالات RJ45 و SFP پشتیبانی می کنند. البته لازم به ذکر است که کاربر هنگام استفاده تنها می تواند از یک نوع پورت استفاده نماید، به طوری که هنگام استفاده از یک پورت، پورت دیگر غیر فعال می شود. همچنین در سوئیچها این نوع از پورت ها کاملا مشخص شده و به کاربران اجازه میدهد براساس نیازهای شبکه خود، سوییچ شبکهرا پیکربندی و از درگاههای مسی یا فیبرنوری آن استفاده کنند.
پس به طور کلی می توان گفت استفاده از پورت combo انعطاف پذیری بیشتری را برای کاربر به همراه می آورد.
این سوئیچ دارای دو Uplink بوده که جمعا چهار پورت را تشکیل می دهد. دوتا از این پورت ها SFP و دوتای دیگر اترنت می باشد. حال آنکه هنگام استفاده تنها می توان در یک زمان از 2 پورت SFP و 2 پورت اترنت استفاده کرد و استفاده همزمان از هر دو غیر ممکن است.
بیشتر بخوانید:پورت Uplink و تفاوت آن با پورت معمولی
نکاتی که هنگام استفاده از پورت های Combo باید رعایت شود:
هنگام استفاده از پورت های کمبود یک سری قوانین وجود دارد که شامل:
ـ همزمان نمی توان از هر دو پورت SFP و RJ45 استفاده کرد.
ـ اگر از هر دو به طور همزمان اسفتاده شود پورت اترنت مسدود خواهد شد.
پورت SFP چیست؟
پورت های SFP سوئیچ های گیگابیت را قادر می سازد تا به طیف گسترده ای از کابل فیبر نوریو اترنت متصل شوند تا بتوانند عملکرد سوئیچینگ را در سراسر شبکه گسترش دهند.
Small form-factor pluggable یا SFP یک واسط با قابلیت hot-swappable بوده (یعنی هنگامی که دستگاه روشن است می توان آن را خارج کرد) که در سوئیچ های شبکه و سایز تجهیزات ذخیره سازی مورد استفاده قرار می گیرند. پورت های SFP که بر روی سوئیچ های شبکه و ماژول ها قرار دارند، سوئیچ را قادر می سازند تا به انواع کابل های اترنت با سرعت های مختلف متصل شوند. به طور کلی SFP درسال 2001 برای اولین بار ساخته و رونمایی شد.
ماژول های SFP ساخته شده می توانند تا حداکثر1G را پشتیبانی نمایند. ویژگی های این ماژول ها مادام در حال به روز رسانی می باشد تا تا از افزایش نرخ داده ها پشتیبانی نماید. تقریباً کلیه سوئیچ های شبکه از دو یا چند پورت SFP تشکیل شده و سبب می شود تا این دستگاه ها به شبکه و از طرفی به کابل کشی فیبر نوری متصل شوند.
در واقع این نکته که میان پورت combo و SFP کدام یک بهتر است بسته به نیاز شما تغییر خواهد کرد. برای مثال پورت اترنت برای اتصالات کوتاه و پورت SFP برای مسافت های طولانی تر استفاده می شود. حال اگر برای شما سرعت انتقال و مسافت اهمیت داشته باشد خرید سوئیچ شبکهکه دارای پورت SFP می باشد توصیه می گردد.
پورت SFP که به آن پورت mini-GBIC نیز گفته می شود، برای انتقال داده های گیگابیت طراحی شده است. پورت های SFP می توانند از پیوندهای مسی و نوری پشتیبانی کنند.
صرف نظر از اتصال پورت فیبر نوری یا پورت اترنت ، تنها تفاوت در لایه فیزیکی است. هنگامی که ماژول SFP در پورت SFP قرار داده می شود معمولاً از کابل های مس اترنت (Cat5 / Cat5e / Cat6) برای انتقال داده ها استفاده می شود و لازم به ذکر است ماژول فیبر SFP و پچ کورد LC برای انتقال فیبر نوری در مسافت طولانی تر مورد نیاز است.
اما این نکته را فراموش نکنید که هر لحظه ممکن است شبکه شما نیاز به به روز رسانی و پیشرفت داشته باشد پس استفاده از پورت های Combo می تواند در کلیه شرایط برای شما مناسب تر باشد.
هر آنچه در باره ماژول های فیبر نوری یا SFP باید بدانید:
افزایش تقاضای پهنای باند منجر به طراحی و تولید انواع مختلفی از ماژول ها از جمله GBIC, SFP، SFP+و QSFP شده است. در این بین ماژول های SFP از محبوبیت بیشتری در بین کاربران برخوردار هستند. در این مقاله در رابطه با ماژول فیبر نوری یا SFP چیست و نحوه انتخاب آنان متناسب با نیاز شبکه را بررسی خواهیم کرد.
ماژول چیست و چه کاربردی دارد؟
ماژول شبکه، سخت افزاری است که برای افزودن اینترفیس به سیستم شبکه موجود استفاده میشود، مثلا به روتر یا سوئیچ اضافه میشود. ماژول اترنت یا کارت فیبر نوری نمونه هایی از ماژول شبکه هستند. که دستگاه شما را از طریق اینترفیس جدید به شبکه وصل میکنند.
اگر تمایل دارید در رابطه با سوئیچ های شبکه بیشتر بدانید به مقاله سوئیچ شبکه چیستمراجعه کنید.
کاربرد ماژول شبکه افزایش پهنای باند و کارایی در شبکه است، مثلا اگر بخواهید به روتر، کابل فیبر نوری وصل کنید، باید از ماژول شبکه با اینترفیس فیبر نوری استفاده کنید و یا اگر بخواهید اتصالات WAN را بین دو منطقه توسعه دهید باید از ماژول شبکه WAN استفاده کنید.
هنگامی که روتر و یا سوئیچ شبکه مورد نیاز خودتان را خریداری می کنید، ممکن است دارای استلات های خالی باشد که می توانند توسط ماژول شبکه پر شده و سبب ارتقاء آن سوئیچ و یا روتر گردند.
ماژول SFP مخففSmall Form Factor Pluggable می باشد. در واقع می توان گفت آنها یک ماژول فیبر نوریبا قابلیت Hot Swappable کوچک می باشند. این ماژول ها توسط توافق نامه MSA استاندارد سازی شده اند. MSA به عنوان یک توافق نامه میان بسیاری از تولید کنندگان جهت تولید محصولات استاندارد می باشد.
بنابراین کلیه ماژول های SFP با دستگاه های مرتبط سازگار هستند. این ماژول ها برای پشتیبانی از شبکه نوری همزمان (SONET)، گیگابیت اترنت، کانال فیبر و سایر استانداردهای ارتباطی طراحی شده است.
علاوه بر این، ماژول SFP را می توان در انواع مختلف تحت استانداردهای گیگابیت اترنت و استانداردهای پذیرفته شده از جمله 1000BASE-EX ،1000BASE-ZX ،1000BASE-SR و غیره طبقه بندی کرد.
در واقع وظیفه این ماژول ها تبدیل سیگنال دیجیتال به سیگنال نوری است و این نوع ماژول میتواند مسیر انتقال اطلاعات را از طریق فیبر نوری، ده ها کیلومتر افزایش دهد.
انواع مختلف این ماژول از هر دو فیبر تک و چند حالته و از کابل های Cat5، Cat6، Cat6a و Cat7 پشتیبانی میکنند. ماژول SFP هر سوئیچ میتواند، به انواع مختلف فیبر (چند حالته یا تک حالته) و طول موج های مختلف متصل شود.
همچنین شما می توانید جهت آشنایی با ماژول های SFP و SFP+ به مقاله تفاوت ماژول های SFP و +SFP مراجعه کنید.
ماژول فیبر نوری سیسکو چیست؟
ماژول های فیبر نوری در برندهای مختلفی تولید شده اند اما در این بین ماژول های فیبر نوری سیسکو بسیار پر طرفدار هستند و می توان گفت شرکت سیسکو یکی از بهترین تولید کنندگان این ماژول است، که انواع مختلفی از این ماژول های فیبر نوری را تولید کرده است. انواع تجهیزات شبکه مانند روتر و سوییچ Uplink و سوییچ های اترنت این ماژول را دارند.
محصولات سیسکو نیز، انواع ماژول های فیبرنوری شامل Single Mode و Multi-Mode با سرعت های ۱۰۰mbps و ۱Gbps و ۱۰Gbps و با پشتیبانی از مسافت بین ۵۵۰ متر تا ۱۰ کیلومتر در بازار وجود دارند.
لازم به ذکر است این ماژول ها برای محیط های سخت تولید شدهاند و حتی برای انتقال اطلاعات روی بستر فیبرنوری تا فاصله ۱۰ کیلومتر هم مناسب هستند. علاوه بر این انعطاف پذیری بالایی در انتخاب رسانه و رابط کاربری دارند، قابلیت دیگر آنها Hot Swappable است.
شما می توانید ماژول فیبر نوری سیسکو مورد نیاز خود را از فروشگاه اینترنتی شبکه کالا با بهترین قیمت و کیفیت، همراه با گارانتی شبکه کالا خریداری نمایید.
پورت SFP چیست؟
پورت SFP سوئیچ های گیگابیت را قادر می سازد تا به طیف گسترده ای از کابل های فیبر و اترنت متصل شوند تا بتوانند عملکرد سوئیچینگ را در سراسر شبکه گسترش دهند.
Small form-factor pluggable یا SFP یک واسط با قابلیت hot-swappable بوده (یعنی هنگامی که دستگاه روشن است می توان آن را خارج کرد) که در سوئیچ شبکه و سایر تجهیزات ذخیره سازی مورد استفاده قرار می گیرند. پورت های SFP که بر روی سوئیچ های شبکه و ماژول ها قرار دارند، سوئیچ را قادر می سازند تا به انواع کابل های اترنت با سرعت های مختلف متصل شوند. به طور کلی SFP درسال 2001 برای اولین بار ساخته و رونمایی شد.
ماژول های SFP ساخته شده می توانند تا حداکثر 1G را پشتیبانی نمایند. ویژگی های این ماژول ها مادام در حال به روز رسانی می باشد تا تا از افزایش نرخ داده ها پشتیبانی نماید. تقریباً کلیه سوئیچ های شبکه از دو یا چند پورت SFP تشکیل شده و سبب می شود تا این دستگاه ها به شبکه و از طرفی کابل کشی فیبر نوری متصل شوند.
پورت SFP برای گسترش عملکرد سوئیچینگ در سراسر شبکه استفاده می شود. این ماژول ها سوئیچ ها را قادر می سازند تا به اتصالات نوری و مسی متصل شوند. همان طور که در بالا نیز اشاره شد این ماژول ها به صورت Hot Swappable می باشند این بدان معناست که هنگامی که سوئیچ روشن می باشد می توان ماژول را به آن اضافه و یا از آن خارج کرد.
قبل از آنکه در رابطه با تفاوت میان این دو صحبت کنیم بهتر است ابتدا با GBIC آشنا شویم. GBIC یک مبدل رابط گیگابیتی کوتاه است با قابلیت Hot Swappable می باشد که در سال 2000 توسعه یافته است. اما به دلیل افزایش تقاضای پهنای باند Mini GBIC ها با سرعت بیشتر در سال 2001 توسعه یافتند. در واقع Mini GBIC ها هیچ تفاوتی با GBIC ها نداشته تنها تفاوت میان این دو شکل ظاهری کوچک تر Mini GBIC ها می باشد.
در واقع شاید بتوان تفاوت میان SFP و GBIC را در سایز آنها دانست. پس همانطور که گفته شد SFP و یا Mini GBIC ماژولی است که می توان به راحتی از آن استفاده کرد، اما لازم به ذکر است ماژول های GBIC در MSA به طور رسمی معرفی نشده اند.
جهت آشنایی بررسی بیشتر به مقاله مقایسه ماژول های GBIC و SFP مراجعه کنید.
انواع مختلف استاندارد در ماژول های فیبر نوری سیسکو:
1ـ Cisco 1000BASE-T SFP:
این ماژول SFP با کابل های شبکه 5/5e/6a با طول لینک بالای 100متر فعالیت می کنند. این ماژول ها از حداکثر سرعت داده 1000Mbps پشتیبانی کرده و کاملاً مطابق با استانداردهای MSA و 1000BASE-T می باشد که در IEEE 802.3-2002 و IEEE 802.3ab مشخص شده است.
2ـ Cisco 1000BASE-SX SFP:
فرستنده این نوع ماژول در طول موج 850nm کار می کند. بنابراین این یک فرستنده SFP دو تایی برای فیبرهای Multimode می باشد. ماژول 1000BASE-SX SFP با استاندارد IEEE 802.3z 1000BASE-SX سازگار است، در فیبرهای Multimode با ضخامت 50 Micron تا طول 550 متر و با ضخامت 62.5 Micron تا طول 220 متر را ساپورت خواهد کرد.
3ـ Cisco 1000BASE-LX/LH SFP:
این مدل از ماژول برای انتقال اطلاعات در مسافت های بلند و هم برای مسافت های کوتاه طراحی شده اند. در واقع، می توان آن را به عنوان دو نوع ماژول Cisco SFP در نظر گرفت. به عنوان مثال ، گیرنده GLC-LH-SMبا طول موج 1310 نانومتر کار می کند که مطابق با استانداردهای (MSA) می باشد. و ماژول Cisco SFP-GE-L با طول موج مشابه 1310 نانومتر کار می کند و می تواند از طریق کابل فیبر تک حالته با فاصله 5 کیلومتری کار کند.
لازم به ذکر است این دو مدل به عنوان محبوبترین مدل ها می باشند.
4ـ Cisco 1000BASE-EX:
از این ماژول برای فیبرهای Single Mode استفاده می شود. این ماژول بر روی لینک فیبر Single Mode با بیش از 49km فعالیت می کند. از همه مهمتر ، باید یک اتصال دهنده نوری درون خطی 5DB بین کابل فیبر نوریو درگاه دریافت SFP در هر پیوند برای اتصال Back to Back قرار دهیم.
5ـ Cisco 1000BASE-ZX:
این نوع ماژول ها نیز برای فیبرهای Single Mode استفاده می شوند. این ماژول گیرنده بر روی طول فیبر نوری Single Mode به طول تقریبی بیش از 70 کیلومتر کار می کند. این ماژول تا 21db را منتقل می کند. البته ممکن است طول لینک به دلیل عوامل مختلفی نظیر کیفیت فیبر، تعداد شکاف ها و یا اتصالات تغییر کند.
6ـ 1000BASE-BX10-D/U:
این نوع فرستنده های SFP برای ماژول های Cisco SFP از نوع 1000BASE-BX-D و 1000BASE-BX-U می باشد. آنها معمولاً در برنامه های دو طرفه فیبر استفاده می شوند. یک SFP 1000BASE-BX10-D همیشه همراه با فرستنده 1000BASE-BX10-U استفاده می شود و فاصله انتقال آنها تا 10 کیلومتر است.
فرآیند ارتباطات با جدا کردن طول موج انتقال دو دستگاه انجام می شود. یعنی اگر 1000BASE-BX10-D کانال 1490 نانومتر را منتقل کند و سیگنال 1310 نانومتر را دریافت کند، 1000BASE-BX10-U با انتقال 1310nm و دریافت 1490nm کاملاً متفاوت عمل خواهد کرد.
نحوه انتخاب ماژول های سیسکو SFP :
با معرفی ماژول ها شاید انتخاب درست ماژول های SFP برای شما ساده تر باشد. اما عواملی نظیر سرعت انتقال، طول موج و غیره می توان در انتخاب درست این نوع از ماژول ها تأثیرگذار باشند. از طرف دیگر باید هزینه های انجام این کار را در نظر بگیرید. در حالت کلی ماژول های SFP سیسکو بسیار گران هستند. به همین دلیل با خرید آنان به صورت دست دوم و یا ریفر می توانید در هزینه خود صرفه جویی نمایید.
همانطور که گفته شد عوامل مختلفی در خرید ماژول فیبر نوری مناسب تاثیر گذار هستند که مهمترین آنها شامل:
1ـ نوع ارتباط فیبر نوری:
بصورت کلی طبقه بندی فیبرهای نوری به دو دسته انجام می شود:
ـ فیبرهای نوری Multimode
ـ فیبرهای نوری Single Mode
مهمترین تفاوت بین فیبرهای نوری Multimode و Single Mode، اندازه ظرفیت و هسته مورد استفاده در آنها است. هسته مورد استفاده در فیبرهای نوری Single Mode اندازه ای برابر 5 میکرومتر دارد و این در حالی است که هسته مورد استفاده در فیبرهای نوری Multimode اندازه ای برابر 50 میکرومتر یا حتی بیشتر دارد.
با توجه به اینکه فیبرهای نوری Multimode از قطر بیشتری برخوردار هستند، می توانند پالس ها یا سیگنال های بیشتری را با پهنای باند بیشتر منتقل کنند. بنابراین برای بدست آوردن سرعت بیشتر، بهتر است از فیبرهای نوری Multimode به جای Single Mode استفاده گردد. به طور کلی هنگامی که قصد ارسال اطلاعات در فاصله کمتر از 2 کیلومتر باشد، فیبر Multimode مورد استفاده قرار می گیرد.
فیبر تک حالته دارای قابلیت انتقال داده ها تا 100 کیلومتر است از فیبرهای Single Mode بیشتر در تجهیزات زیرساخت مخابراتی استفاده میشود، استفاده از Multimode ها بیشتر در شبکه های داخلی رواج دارد.
هر دو طرف یک اتصال فیبر، باید با همان نوع فیبر در ارتباط باشد یعنی اگر در یک طرف ارتباط ماژول Single Mode مورد استفاده قرار گرفته طرف دیگر نیز باید از همان نوع ماژول یعنی Single Mode مورد استفاده قرار گیرد.
تقسیم با توجه به طول موج: 850nm / 1310nm / 1550nm / 1490nm / 1530nm طول موج 850nm برای SFP مالتی مود می باشد و مسافت انتقال آن زیر 2 کیلومتر است. طول موج 1310nm / 1550nm برای SFP سینگل مود می باشد و مسافت انتقال آن بالای 2 کیلومتر است.
ماژول بدون پوشش در صورتی که بدون علامت باشد به آسانی شما را به اشتباه می اندازد، رنگ حلقه کششی تولید کنندگان باعث می شود که به طور کلی تشخیص SFP به آسانی انجام پذیرد.
2ـ پهنای باند:
انتقال اطلاعات در کابل های مسی به این صورت است که سرعت انتقال بررسی شده و سپس انتقال اطلاعات صورت می گیرید. برای مثال در یک ارتباط ارتباط 10/100/1000 اگر در یک طرف 1000Mbit/s باشد و طرف ارتباط دیگر 100Mbit/s باشد، این ارتباط به صورت خودکار به 100Mbit/s تنظیم میگردد.
ولی در ارتباطات فیبر نوری باید هر دو سمت یک سرعت را پشتیبانی کنند. در حال حاضر ماژول های 1.25G و 10G بیشترین استفاده را در ارتباطات فیبر نوری را دارد.
3ـ نوع اتصال فیبر نوری:
به طور کلی کانکتور مورد استفاده در کابل های مسی RJ45 بوده اما در کابل های فیبر نوری از کانکتورهای مختلفی استفاده می شود. کانکتور فیبر نوری به هر دو انتهای کابل های نوری متصل شده و اتصال و عدم اتصال آنان را آسان تر می نمایند. البته لازم به ذکر است علاوه بر نوع کانکتور نحوه اتصال آن با فیبر نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و باید به روشی استاندار نصب شود تا ارتباط نوری برقرار گردد. از پر کاربردترین کانکتورهای فیبر نوری می توان به SC، ST و LC اشاره کرد.
جهت آشنایی بیشتر با کانکتورهای فیبر نوری به مقاله انواع مختلف کانکتور فیبر نوری مراجعه کنید.
عبارت Combo SFP Port در سوئیچ های شبکه به چه معناست؟
پورت های Combo شامل دو درگاه اترنت و SFP می باشند که به صورت همزمان فقط یکی از درگاه ها قابل استفاده می باشد. بدین صورت که اگر کابل شبکه RJ45 را به درگاه اترنت متصل نمایید به صورت همزمان نمی توان از درگاه SFP نیز استفاده کرد و بالعکس. اسلات های SFP درگاه هایی هستند که بر اساس نیاز کاربر از ماژول های فیبر نوری SFP استفاده می کنند و توسط فیبر نوری داده ها را انتقال می دهند.
جهت آشنایی بیشتر با پورت های کومبو به مقاله تفاوت میان پورت combo و SFP مراجعه کنید.
تفاوت میان سوئیچ لایه 2 و سوئیچ لایه 3 چیست؟ برای درک این موضوع ابتدا به شناخت سوئیچ به صورت مختصر میپردازیم.
سوئیچ شبکه چیست؟
همان طور که می دانید شبکه های رایانه ای در نتیجه همگرایی فن آوری رایانه و ارتباطات پدید آمده اند که این در نهایت باعث ایجاد سیستم یکپارچه ای شد که قادر به انتقال همه نوع داده و اطلاعات است. برای اتصال چند دستگاه و ایجاد یک شبکه، نیازبه یک پل ارتباطی می باشد و دقیقاً جایی است که سوئیچ های شبکه وارد می شوند. در واقع با خرید سوئیچ شبکه پل ارتباطی میان دستگاه های موجود در یک شبکه ایجاد شده و آنها را با هم متصل می نماید.
جهت آشنایی بیشتر با سوئیچ های شبکه به لینک مجاور مراجعه نمایید: سوئیچ شبکه چیست؟
با پیشرفت سریع شبکه های رایانه ای در طی سالیان متمادی، سوئیچینگ رده بالا به یکی از مهمترین کارکردها تبدیل شده است تا دستگاه های مختلف در یک شبکه رایانه ای بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. آن ها قادر به انتقال سریع و کارآمد داده ها از یک نقطه به نقطه دیگر هستند و بسته های داده را از فرستنده دریافت آدرس مقصد منتقل می کنند.
سوئیچ های شبکه به دو دسته سوئیچ های لایه 2 و لایه 3 تقسیم می شوند. حالا ما می خوایم تفاوت میان سوئیچ های لایه 2 و 3 رو بررسی کنیم.
سوئیچ لایه 2 چیست؟
سوئیچ های لایه 2 اساساً فقط سوئیچینگ را انجام می دهند ، به این معنی که آنها با استفاده از آدرس MAC دستگاه ها، هدایت بسته های داده از پورت مبدا به پورت مقصد انجام می دهند. البته این کار را با حفظ MAC Address ها انجام می دهند تا به یاد داشته باشد کدام پورت ها دارای آدرسهای MAC هستند. مک آدرس ها در لایه 2 مدل OSI عمل می کنند. هر دستگاه یک Mac Address مخصوص به خود داشته به این صورت است که می توان دستگاه ها را از یکدیگر متمایز دانست.
این نرم افزار از تکنیک های سوئیچینگ مبتنی بر سخت افزار برای مدیریت ترافیک در یک شبکه محلی (VLAN) استفاده می کند. به زبان ساده ، یک سوئیچ لایه 2 به عنوان پلی بین چندین دستگاه عمل می کند.
سوئیچ های لایه 2 مانند سوئیچ های سیسکو سری 2960 که خود به مدل های مختلفی نظیر 2960، 2960S، 2960X و 2960G تقسیم می شوند.
سوئیچ لایه 3 چیست؟
سوئیچ Layer 3 دقیقاً برعکس آنچه سوئیچ Layer 2 انجام می دهد. سوئیچ های لایه 2 قادر به مسیریابی بسته های داده در لایه 3 نیستند. برخلاف سوئیچ های لایه 2، سوئیچ های لایه 3 با استفاده از آدرس های IP مسیریابی می کند. آنها یک دستگاه سخت افزاری تخصصی هستند که در مسیریابی بسته های داده استفاده می شوند.
این سوئیچ ها دارای قابلیت تعویض سریع و از چگالی پورت بالاتری برخوردار می باشند. سوئیچ های لایه 3 دارای کارایی بیشتری نسبت به روترهای سنتی هستند و مهمترین مزینت آنان این است که می توانند بسته های داده را بدون ایجاد هوپ های اضافی در شبکه مسیر یابی نمایند، بنابراین این کار را سریع تر از روترها انجام می دهند. با این حال، آنها فاقد برخی قابلیت های اضافی یک روتر هستند.
این سوئیچ ها به دلیل قابلیت های بالایی که دارند برای شرکت های بزرگ مناسب می باشند. به عبارت ساده تر ، سوئیچ Layer 3 چیزی جز یک روتر پر سرعت اما بدون اتصال WAN نیستند.
سوئیچینگ در لایه 2 مدل مرجع OSI عمل می کند، جایی که بسته های داده بر اساس آدرس های MAC به درگاه مقصد هدایت می شوند. بنابراین می توان گفت سوئیچ لایه 2 ساده است. از طرف دیگر سوئیچ لایه 3 ، یک دستگاه سخت افزاری تخصصی است که برای مسیریابی بسته های داده با استفاده از آدرس های IP استفاده می شود. بنابراین مسیریابی را انجام می دهد.
2ـ عملکرد سوئیچ لایه 2 و 3:
سوئیچ لایه 2 فقط می تواند بسته ها را از یک درگاه به درگاه دیگر منتقل کند، در حالی که سوئیچ لایه 3 قادر به تعویض و همچنین مسیریابی می باشد. پس در واقع سوئیچ های لایه 2 قادر به مسیریابی نمی باشند و تنها می توانند در همان شبکه ارتباط ایجاد نمایند. در حالی که در لایه 3 دستگاه ها می توانند با خارج و یا داخل شبکه ارتباط برقرار نمایند.
3ـ آدرس MAC در مقابل آدرس IP در سوئیچ لایه 2 و 3:
سوئیچ های لایه 2 از آدرس MAC دستگاه ها برای هدایت بسته های داده از پورت منبع به پورت مقصد استفاده می کنند. آنها بسته ها را با حفظ جدول آدرس MAC هدایت می کنند. در عوض ، سوئیچ های لایه 3 از آدرس های IP برای پیوند شبکه های مختلف با استفاده از پروتکل های مسیریابی ویژه استفاده می کنند.
4ـ برنامه های سوئیچ های لایه 2 و 3:
سوئیچینگ لایه 2 مبتنی بر سخت افزار است و سوئیچ ها از ASIC (مدارهای مجتمع ویژه برنامه) برای حفظ جدول آدرس MAC استفاده می کنند. آنها مانند یک LAN معمولی عمل کرده و دامنه های بزرگتر را به دامنه های کوچکتر تبدیل می نمایند و از فرآیندی به نام پروتکل حل آدرس (ARP) برای تعیین آدرس های MAC سایر دستگاه ها استفاده می کنند. در حالی که سوئیچ های لایه 3 ترکیبی از سوئیچ ها و روترهای مدرن هستند که معمولاً برای مسیریابی در شبکه های مجازی (VLAN) استفاده می شود.
5ـ سرعت سوئیچ های لایه 2 و 3:
به طور معمول سرعت انتقال اطلاعات در سوئیچ های لایه 3 کم تر از سوئیچ های لایه 2 می باشد که دلیل آن پردازش انجام شده بر روی بسته ها می باشد. در عوض ، سوئیچ های لایه 2 وقت کمی جهت یافتن بهترین مسیر ممکن برای ارسال بسته ها به درگاه مقصد می گذارند و زمان کمی را جهت بررسی آن می گذارند.
جهت آشنایی بیشتر با سوئیچ های مدیریتی و غیر مدیریتی به لینک مجاور مراجعه نمایید: سوئیچ های مدیریتی و غیرمدیریتی
نتیجه گیری:
سرعت انتقال اطلاعات توسط سوئیچ ها به قدرت پردازش، Switching fabric و الگوریتم آن بستگی دارد. پیچیدگی سوئیچ ها بسته به نوع لایه در مدل OSI دارد. مدل OSI یک مدل مفهومی است که عملکردهای ارتباطی را برای چگونگی ارتباط برنامه ها از طریق شبکه استاندارد فراهم می کند.
مدل OSI برای اطمینان از سازگاری سیستم های ارتباطی داده در سراسر جهان ایجاد شده است. سالیان سال است که سوئیچ های لایه 2 در کل جهان استفاده می شوند. اما رفته رفته با گذشت زمان و رشد فناوری اطلاعات، برنامه ها به پیکربندی شبکه ای قوی تر و قابل اطمینان تر نیاز پیدا کردند. در این زمان سوئیچ های لایه 3 با قابلیت های بهتر و وسیع تری به بازار عرضه شدند.