هنگام خرید سوئیچ شبکهپورت های آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است مانند سوئیچ WS-C2960S-24TS-Lکه دارای 24 پورت 10/100/1000Mbps و 4 پورت SFP می باشد. ما در این مقاله قصد داریم شما را با پورت Uplink آشنا نماییم پس در ادامه با ما همراه باشید تا به سوالات زیر پاسخ دهیم.
ـ پورت Uplink چیست؟
ـ تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی در چیست؟
ـ آیا می توان از پورتUplink به عنوان پورت معمولی استفاده کرد و یا برعکس؟
ما در این مقاله می خواهیم به کلیه این سوالات پاسخ دهیم، پس با ما همراه باشید.
پورت Uplink چیست؟
شاید بهتر است برای درک بهتر تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی ابتدا در رابطه با انواع پورت توضیحاتی را ارائه نماییم. به طور کلی پورت های سوئیچ شبکه به دو دسته اصلی تقسیم می شوند:
پورت uplink
پورت downlink
پورت Uplink روی سوئیچ هایی با سرعت بالاتر که برای اتصال دستگاه یا شبکه محلی کوچکتر به شبکه بزرگتر یا اتصال به سایر دستگاه های با سرعت بالاتر در توپولوژی شبکه استفاده می شوند. در حالی که پورت های downlink یا همان عادی فقط مجموعه ای از پورت ها هستند که عمدتاً برای انتقال داده های منظم استفاده می شوند.
کابل های RJ45 در پورت های معمولی استفاده می شود و پورت SFP، پورت +SFP، پورت SFP28 ، پورت +QSFP و پورت QSFP28 برای فیبر نوری و یا اتصال به شبکه های که از سرعت و فاصله زیاد پشتیبانی می کنند، استفاده می شوند.
تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی به این صورت است که پورت های uplink از نظر ظاهری شبیه پورت های عادی در سوئیچ هستند و به کمک ارتباط از یک پورتuplink به یک پورت عادی سوئیچ دیگر می توانید سایز شبکه خود را گسترش دهید. اما در واقع تفاوت زیادی بین آنها وجود دارد.
تفاوت میان پورت Uplink و پورت معمولی (Downlink) چیست؟
ـ پورت Uplink در مقابل پورت عادی:
برای اجتماع Uplink:
در سوئیچ فیبر، پورت های اتصال دهنده پهنای باند بیشتری نسبت به پورت های عادی دارند زیرا ترافیک بین لایه های مختلف را جمع می کنند. پورت uplink برای اتصال دستگاه یا شبکه محلی کوچکتر به شبکه بزرگتر یا اتصال به دستگاه “بالاتر” در توپولوژی استفاده می شود.
پورت uplink می تواند پورت stack باشد. این یکی از دو روش دستیابی به استکینگ، بدون استفاده از درگاه اختصاصی می باشد. پورتUplink جهت ایجاد Stack سوئیچ ها با انعطاف پذیری بیشتر و هزینه کمتر استفاده می شود. به راحتی پورت های اتصال دهنده را روی هر سوئیچ استک با DAC / AOC یا گیرنده های نوری و کابل فیبر نوری متصل کنید. علاوه بر این، استفاده از پورت های فیبر برای سوئیچ استک می تواند قابلیت استکینگ از راه دور را در محیط های مختلف تحقق بخشد.
بیشتر بخوانید: قابلیت Stack در سوئیچ های شبکه
ـ پورت Uplink مس و پورت معمولی
برای کابل کشی آسان تر:
همانطور که می دانید هنگام اتصال دو پورت اترنت عادی بر روی سوئیچ ها، معمولاً یک کابل متقاطع استفاده می شود تا پین های انتقال در یک انتهای کابل شبکه بتوانند به پین های دریافت کننده در انتهای دیگر متصل شوند. یک پورتuplink پین های انتقال و دریافت را متقاطع نمی کند، بنابراین شما را از کابل Cross-over بی نیاز می کند. این بدان معنی است که هنگام اتصال دو سوئیچ با اتصال یک پورت uplink و یک پورت عادی ، یک کابل مستقیم نیاز است.
برای صرفه جویی در پورت:
پورتuplink روی یک سوئیچ برای گسترش شبکه استفاده می شود. پورت اتصال یک سوئیچ را به عنوان مثال به پورت استاندارد یک سوئیچ دیگر وصل کنید، بوسیله آن می توان پورتهای مس معمولی را ذخیره کرد تا برای نقاط انتهایی بیشتری متصل شوند. بنابراین سوئیچ ها می توانند از پورت های uplink برای اتصال به سایر سوئیچ ها استفاده کنند تا حداکثر تعداد دستگاه های سیمی متصل به شبکه را افزایش دهند.
آیا می توان از پورت Uplink به عنوان پورت عادی استفاده کرد؟
با افزایش تقاضا برای پهنای باند، این موضوع بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. یعنی آیا می توانم از پورت های uplink روی یک سوئیچ به عنوان پورت های معمولی استفاده کنم؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید در مورد درگاه مشترک و درگاه دو منظوره بیاموزیم.
پورت مشترک (Shared Port) و پورت دو منظوره (Dual-Purposed Port):
برخی از تجهیزات شبکه قدیمی به طور خاص یک پورت معمولی را در کنار پورت uplink پیکربندی کرده و این دو را به صورت جفت بهم متصل می کنند. منطق سخت افزاری سنتی این محصولات از اتصال به پورت uplink یا پورت به طور مشترک پشتیبانی می کند، اما نه هر دو.
اتصال دستگاه ها به هر دو پورت دستگاه پورت مشترک عملکرد صحیح واحد را متوقف می کند. امروزه ، بسیاری از تجهیزات شبکه یک پورت دو منظوره ارائه می دهند که بسته به نوع دستگاه متصل به آن می تواند به عنوان اتصال دهنده یا پورت معمولی عمل کند.
اتصال دو منظوره ترکیبی یا همان پورت combo از یک پورت مس 10/100/1000 و یک پورت اترنت گیگابیتی مبتنی بر SFP تشکیل شده است. همزمان می توان از یکی از این دو پورت استفاده کرد. این انعطاف پذیری اضافه شده به uplink امکان استفاده از uplink با چگالی بالا را فراهم می کند. لینک های دو منظوره همچنین یک صندوق عقب کامل دوبلکس و با سرعت گیگابیت را برای استک ارائه می دهند. در یک کلام، ما می توانیم از پورتuplink به عنوان یک پورت عادی بر اساس خواسته های خاص استفاده کنیم.
بیشتر بخوانید: تفاوت میان پورت combo و SFP
نکاتی برای استفاده از پورت Uplink به عنوان پورت معمولی:
اگر بخواهید از پورت Uplink به جای پورت معمولی استفاده کنید به یک سری نکات باید توجه نمایید. حتماً جهت اتصال دو سوئیچ که در فاصطه دور از یکدیگر قرار گرفتند از پورت های SFP و +SFP و فیبر نوری استفاده نمایید. اما اگر می خواهید دو سوئیچ که در فاصله کمی از یکدیگر قرار گرفته اند را به هم متصل نمایید می توانید از پورتUplink و کابل های RJ45 استفاده نمایید.
خرید کلیه تجهیرات شبکه از شبکه کالا، برترین مرجع فروش و خدمات تجهیزات شبکه در ایران، با بهترین قیمت و کیفیت همراه با گارانتی معتبر
به طوری کلی پورت های Uplink به دو دسته پورت combo و SFP تقسیم می شوند. حال شاید برای شما یا سوال پیش آید که پورت Combo چیست؟ چگونه می توانم از آن استفاده کنم؟ بسیاری از سؤالات این چنینی در رابطه به این دو پورت برای شما مطرح شود. ما در این مقاله می خواهیم در رابطه با پورت SFP و Combo و همچنین تفاوت های میان آنان به طور کامل صحبت کنیم.
پورت های Combo شامل دو درگاه اترنت و SFP می باشند که به صورت همزمان فقط یکی از درگاه ها قابل استفاده می باشد. بدین صورت که اگر کابل شبکه RJ45 را به درگاه اترنت متصل نمایید به صورت همزمان نمی توان از درگاه SFP نیز استفاده کرد و بالعکس. البته اگر تا اینجا کمی گیج شده اید اصلا نگران نباشد، در ادامه پاسخ کلیه سوالات خود را دریافت خواهید کرد.
اسلات های SFP درگاه هایی هستند که بر اساس نیاز کاربر از ماژول های فیبر نوریSFP استفاده می کنند و توسط فیبر نوری داده ها را انتقال می دهند.
پورت Combo چیست؟
همانطور که گفته شد پورت های کمبو از دو درگاه اترنت و SFP بر روی سوئیچ های سیسکوتشکیل شده اند. یعنی این پورت ها از اتصالات RJ45 و SFP پشتیبانی می کنند. البته لازم به ذکر است که کاربر هنگام استفاده تنها می تواند از یک نوع پورت استفاده نماید، به طوری که هنگام استفاده از یک پورت، پورت دیگر غیر فعال می شود. همچنین در سوئیچها این نوع از پورت ها کاملا مشخص شده و به کاربران اجازه میدهد براساس نیازهای شبکه خود، سوییچ شبکهرا پیکربندی و از درگاههای مسی یا فیبرنوری آن استفاده کنند.
پس به طور کلی می توان گفت استفاده از پورت combo انعطاف پذیری بیشتری را برای کاربر به همراه می آورد.
این سوئیچ دارای دو Uplink بوده که جمعا چهار پورت را تشکیل می دهد. دوتا از این پورت ها SFP و دوتای دیگر اترنت می باشد. حال آنکه هنگام استفاده تنها می توان در یک زمان از 2 پورت SFP و 2 پورت اترنت استفاده کرد و استفاده همزمان از هر دو غیر ممکن است.
بیشتر بخوانید:پورت Uplink و تفاوت آن با پورت معمولی
نکاتی که هنگام استفاده از پورت های Combo باید رعایت شود:
هنگام استفاده از پورت های کمبود یک سری قوانین وجود دارد که شامل:
ـ همزمان نمی توان از هر دو پورت SFP و RJ45 استفاده کرد.
ـ اگر از هر دو به طور همزمان اسفتاده شود پورت اترنت مسدود خواهد شد.
پورت SFP چیست؟
پورت های SFP سوئیچ های گیگابیت را قادر می سازد تا به طیف گسترده ای از کابل فیبر نوریو اترنت متصل شوند تا بتوانند عملکرد سوئیچینگ را در سراسر شبکه گسترش دهند.
Small form-factor pluggable یا SFP یک واسط با قابلیت hot-swappable بوده (یعنی هنگامی که دستگاه روشن است می توان آن را خارج کرد) که در سوئیچ های شبکه و سایز تجهیزات ذخیره سازی مورد استفاده قرار می گیرند. پورت های SFP که بر روی سوئیچ های شبکه و ماژول ها قرار دارند، سوئیچ را قادر می سازند تا به انواع کابل های اترنت با سرعت های مختلف متصل شوند. به طور کلی SFP درسال 2001 برای اولین بار ساخته و رونمایی شد.
ماژول های SFP ساخته شده می توانند تا حداکثر1G را پشتیبانی نمایند. ویژگی های این ماژول ها مادام در حال به روز رسانی می باشد تا تا از افزایش نرخ داده ها پشتیبانی نماید. تقریباً کلیه سوئیچ های شبکه از دو یا چند پورت SFP تشکیل شده و سبب می شود تا این دستگاه ها به شبکه و از طرفی به کابل کشی فیبر نوری متصل شوند.
در واقع این نکته که میان پورت combo و SFP کدام یک بهتر است بسته به نیاز شما تغییر خواهد کرد. برای مثال پورت اترنت برای اتصالات کوتاه و پورت SFP برای مسافت های طولانی تر استفاده می شود. حال اگر برای شما سرعت انتقال و مسافت اهمیت داشته باشد خرید سوئیچ شبکهکه دارای پورت SFP می باشد توصیه می گردد.
پورت SFP که به آن پورت mini-GBIC نیز گفته می شود، برای انتقال داده های گیگابیت طراحی شده است. پورت های SFP می توانند از پیوندهای مسی و نوری پشتیبانی کنند.
صرف نظر از اتصال پورت فیبر نوری یا پورت اترنت ، تنها تفاوت در لایه فیزیکی است. هنگامی که ماژول SFP در پورت SFP قرار داده می شود معمولاً از کابل های مس اترنت (Cat5 / Cat5e / Cat6) برای انتقال داده ها استفاده می شود و لازم به ذکر است ماژول فیبر SFP و پچ کورد LC برای انتقال فیبر نوری در مسافت طولانی تر مورد نیاز است.
اما این نکته را فراموش نکنید که هر لحظه ممکن است شبکه شما نیاز به به روز رسانی و پیشرفت داشته باشد پس استفاده از پورت های Combo می تواند در کلیه شرایط برای شما مناسب تر باشد.
هر آنچه در باره ماژول های فیبر نوری یا SFP باید بدانید:
افزایش تقاضای پهنای باند منجر به طراحی و تولید انواع مختلفی از ماژول ها از جمله GBIC, SFP، SFP+و QSFP شده است. در این بین ماژول های SFP از محبوبیت بیشتری در بین کاربران برخوردار هستند. در این مقاله در رابطه با ماژول فیبر نوری یا SFP چیست و نحوه انتخاب آنان متناسب با نیاز شبکه را بررسی خواهیم کرد.
ماژول چیست و چه کاربردی دارد؟
ماژول شبکه، سخت افزاری است که برای افزودن اینترفیس به سیستم شبکه موجود استفاده میشود، مثلا به روتر یا سوئیچ اضافه میشود. ماژول اترنت یا کارت فیبر نوری نمونه هایی از ماژول شبکه هستند. که دستگاه شما را از طریق اینترفیس جدید به شبکه وصل میکنند.
اگر تمایل دارید در رابطه با سوئیچ های شبکه بیشتر بدانید به مقاله سوئیچ شبکه چیستمراجعه کنید.
کاربرد ماژول شبکه افزایش پهنای باند و کارایی در شبکه است، مثلا اگر بخواهید به روتر، کابل فیبر نوری وصل کنید، باید از ماژول شبکه با اینترفیس فیبر نوری استفاده کنید و یا اگر بخواهید اتصالات WAN را بین دو منطقه توسعه دهید باید از ماژول شبکه WAN استفاده کنید.
هنگامی که روتر و یا سوئیچ شبکه مورد نیاز خودتان را خریداری می کنید، ممکن است دارای استلات های خالی باشد که می توانند توسط ماژول شبکه پر شده و سبب ارتقاء آن سوئیچ و یا روتر گردند.
ماژول SFP مخففSmall Form Factor Pluggable می باشد. در واقع می توان گفت آنها یک ماژول فیبر نوریبا قابلیت Hot Swappable کوچک می باشند. این ماژول ها توسط توافق نامه MSA استاندارد سازی شده اند. MSA به عنوان یک توافق نامه میان بسیاری از تولید کنندگان جهت تولید محصولات استاندارد می باشد.
بنابراین کلیه ماژول های SFP با دستگاه های مرتبط سازگار هستند. این ماژول ها برای پشتیبانی از شبکه نوری همزمان (SONET)، گیگابیت اترنت، کانال فیبر و سایر استانداردهای ارتباطی طراحی شده است.
علاوه بر این، ماژول SFP را می توان در انواع مختلف تحت استانداردهای گیگابیت اترنت و استانداردهای پذیرفته شده از جمله 1000BASE-EX ،1000BASE-ZX ،1000BASE-SR و غیره طبقه بندی کرد.
در واقع وظیفه این ماژول ها تبدیل سیگنال دیجیتال به سیگنال نوری است و این نوع ماژول میتواند مسیر انتقال اطلاعات را از طریق فیبر نوری، ده ها کیلومتر افزایش دهد.
انواع مختلف این ماژول از هر دو فیبر تک و چند حالته و از کابل های Cat5، Cat6، Cat6a و Cat7 پشتیبانی میکنند. ماژول SFP هر سوئیچ میتواند، به انواع مختلف فیبر (چند حالته یا تک حالته) و طول موج های مختلف متصل شود.
همچنین شما می توانید جهت آشنایی با ماژول های SFP و SFP+ به مقاله تفاوت ماژول های SFP و +SFP مراجعه کنید.
ماژول فیبر نوری سیسکو چیست؟
ماژول های فیبر نوری در برندهای مختلفی تولید شده اند اما در این بین ماژول های فیبر نوری سیسکو بسیار پر طرفدار هستند و می توان گفت شرکت سیسکو یکی از بهترین تولید کنندگان این ماژول است، که انواع مختلفی از این ماژول های فیبر نوری را تولید کرده است. انواع تجهیزات شبکه مانند روتر و سوییچ Uplink و سوییچ های اترنت این ماژول را دارند.
محصولات سیسکو نیز، انواع ماژول های فیبرنوری شامل Single Mode و Multi-Mode با سرعت های ۱۰۰mbps و ۱Gbps و ۱۰Gbps و با پشتیبانی از مسافت بین ۵۵۰ متر تا ۱۰ کیلومتر در بازار وجود دارند.
لازم به ذکر است این ماژول ها برای محیط های سخت تولید شدهاند و حتی برای انتقال اطلاعات روی بستر فیبرنوری تا فاصله ۱۰ کیلومتر هم مناسب هستند. علاوه بر این انعطاف پذیری بالایی در انتخاب رسانه و رابط کاربری دارند، قابلیت دیگر آنها Hot Swappable است.
شما می توانید ماژول فیبر نوری سیسکو مورد نیاز خود را از فروشگاه اینترنتی شبکه کالا با بهترین قیمت و کیفیت، همراه با گارانتی شبکه کالا خریداری نمایید.
پورت SFP چیست؟
پورت SFP سوئیچ های گیگابیت را قادر می سازد تا به طیف گسترده ای از کابل های فیبر و اترنت متصل شوند تا بتوانند عملکرد سوئیچینگ را در سراسر شبکه گسترش دهند.
Small form-factor pluggable یا SFP یک واسط با قابلیت hot-swappable بوده (یعنی هنگامی که دستگاه روشن است می توان آن را خارج کرد) که در سوئیچ شبکه و سایر تجهیزات ذخیره سازی مورد استفاده قرار می گیرند. پورت های SFP که بر روی سوئیچ های شبکه و ماژول ها قرار دارند، سوئیچ را قادر می سازند تا به انواع کابل های اترنت با سرعت های مختلف متصل شوند. به طور کلی SFP درسال 2001 برای اولین بار ساخته و رونمایی شد.
ماژول های SFP ساخته شده می توانند تا حداکثر 1G را پشتیبانی نمایند. ویژگی های این ماژول ها مادام در حال به روز رسانی می باشد تا تا از افزایش نرخ داده ها پشتیبانی نماید. تقریباً کلیه سوئیچ های شبکه از دو یا چند پورت SFP تشکیل شده و سبب می شود تا این دستگاه ها به شبکه و از طرفی کابل کشی فیبر نوری متصل شوند.
پورت SFP برای گسترش عملکرد سوئیچینگ در سراسر شبکه استفاده می شود. این ماژول ها سوئیچ ها را قادر می سازند تا به اتصالات نوری و مسی متصل شوند. همان طور که در بالا نیز اشاره شد این ماژول ها به صورت Hot Swappable می باشند این بدان معناست که هنگامی که سوئیچ روشن می باشد می توان ماژول را به آن اضافه و یا از آن خارج کرد.
قبل از آنکه در رابطه با تفاوت میان این دو صحبت کنیم بهتر است ابتدا با GBIC آشنا شویم. GBIC یک مبدل رابط گیگابیتی کوتاه است با قابلیت Hot Swappable می باشد که در سال 2000 توسعه یافته است. اما به دلیل افزایش تقاضای پهنای باند Mini GBIC ها با سرعت بیشتر در سال 2001 توسعه یافتند. در واقع Mini GBIC ها هیچ تفاوتی با GBIC ها نداشته تنها تفاوت میان این دو شکل ظاهری کوچک تر Mini GBIC ها می باشد.
در واقع شاید بتوان تفاوت میان SFP و GBIC را در سایز آنها دانست. پس همانطور که گفته شد SFP و یا Mini GBIC ماژولی است که می توان به راحتی از آن استفاده کرد، اما لازم به ذکر است ماژول های GBIC در MSA به طور رسمی معرفی نشده اند.
جهت آشنایی بررسی بیشتر به مقاله مقایسه ماژول های GBIC و SFP مراجعه کنید.
انواع مختلف استاندارد در ماژول های فیبر نوری سیسکو:
1ـ Cisco 1000BASE-T SFP:
این ماژول SFP با کابل های شبکه 5/5e/6a با طول لینک بالای 100متر فعالیت می کنند. این ماژول ها از حداکثر سرعت داده 1000Mbps پشتیبانی کرده و کاملاً مطابق با استانداردهای MSA و 1000BASE-T می باشد که در IEEE 802.3-2002 و IEEE 802.3ab مشخص شده است.
2ـ Cisco 1000BASE-SX SFP:
فرستنده این نوع ماژول در طول موج 850nm کار می کند. بنابراین این یک فرستنده SFP دو تایی برای فیبرهای Multimode می باشد. ماژول 1000BASE-SX SFP با استاندارد IEEE 802.3z 1000BASE-SX سازگار است، در فیبرهای Multimode با ضخامت 50 Micron تا طول 550 متر و با ضخامت 62.5 Micron تا طول 220 متر را ساپورت خواهد کرد.
3ـ Cisco 1000BASE-LX/LH SFP:
این مدل از ماژول برای انتقال اطلاعات در مسافت های بلند و هم برای مسافت های کوتاه طراحی شده اند. در واقع، می توان آن را به عنوان دو نوع ماژول Cisco SFP در نظر گرفت. به عنوان مثال ، گیرنده GLC-LH-SMبا طول موج 1310 نانومتر کار می کند که مطابق با استانداردهای (MSA) می باشد. و ماژول Cisco SFP-GE-L با طول موج مشابه 1310 نانومتر کار می کند و می تواند از طریق کابل فیبر تک حالته با فاصله 5 کیلومتری کار کند.
لازم به ذکر است این دو مدل به عنوان محبوبترین مدل ها می باشند.
4ـ Cisco 1000BASE-EX:
از این ماژول برای فیبرهای Single Mode استفاده می شود. این ماژول بر روی لینک فیبر Single Mode با بیش از 49km فعالیت می کند. از همه مهمتر ، باید یک اتصال دهنده نوری درون خطی 5DB بین کابل فیبر نوریو درگاه دریافت SFP در هر پیوند برای اتصال Back to Back قرار دهیم.
5ـ Cisco 1000BASE-ZX:
این نوع ماژول ها نیز برای فیبرهای Single Mode استفاده می شوند. این ماژول گیرنده بر روی طول فیبر نوری Single Mode به طول تقریبی بیش از 70 کیلومتر کار می کند. این ماژول تا 21db را منتقل می کند. البته ممکن است طول لینک به دلیل عوامل مختلفی نظیر کیفیت فیبر، تعداد شکاف ها و یا اتصالات تغییر کند.
6ـ 1000BASE-BX10-D/U:
این نوع فرستنده های SFP برای ماژول های Cisco SFP از نوع 1000BASE-BX-D و 1000BASE-BX-U می باشد. آنها معمولاً در برنامه های دو طرفه فیبر استفاده می شوند. یک SFP 1000BASE-BX10-D همیشه همراه با فرستنده 1000BASE-BX10-U استفاده می شود و فاصله انتقال آنها تا 10 کیلومتر است.
فرآیند ارتباطات با جدا کردن طول موج انتقال دو دستگاه انجام می شود. یعنی اگر 1000BASE-BX10-D کانال 1490 نانومتر را منتقل کند و سیگنال 1310 نانومتر را دریافت کند، 1000BASE-BX10-U با انتقال 1310nm و دریافت 1490nm کاملاً متفاوت عمل خواهد کرد.
نحوه انتخاب ماژول های سیسکو SFP :
با معرفی ماژول ها شاید انتخاب درست ماژول های SFP برای شما ساده تر باشد. اما عواملی نظیر سرعت انتقال، طول موج و غیره می توان در انتخاب درست این نوع از ماژول ها تأثیرگذار باشند. از طرف دیگر باید هزینه های انجام این کار را در نظر بگیرید. در حالت کلی ماژول های SFP سیسکو بسیار گران هستند. به همین دلیل با خرید آنان به صورت دست دوم و یا ریفر می توانید در هزینه خود صرفه جویی نمایید.
همانطور که گفته شد عوامل مختلفی در خرید ماژول فیبر نوری مناسب تاثیر گذار هستند که مهمترین آنها شامل:
1ـ نوع ارتباط فیبر نوری:
بصورت کلی طبقه بندی فیبرهای نوری به دو دسته انجام می شود:
ـ فیبرهای نوری Multimode
ـ فیبرهای نوری Single Mode
مهمترین تفاوت بین فیبرهای نوری Multimode و Single Mode، اندازه ظرفیت و هسته مورد استفاده در آنها است. هسته مورد استفاده در فیبرهای نوری Single Mode اندازه ای برابر 5 میکرومتر دارد و این در حالی است که هسته مورد استفاده در فیبرهای نوری Multimode اندازه ای برابر 50 میکرومتر یا حتی بیشتر دارد.
با توجه به اینکه فیبرهای نوری Multimode از قطر بیشتری برخوردار هستند، می توانند پالس ها یا سیگنال های بیشتری را با پهنای باند بیشتر منتقل کنند. بنابراین برای بدست آوردن سرعت بیشتر، بهتر است از فیبرهای نوری Multimode به جای Single Mode استفاده گردد. به طور کلی هنگامی که قصد ارسال اطلاعات در فاصله کمتر از 2 کیلومتر باشد، فیبر Multimode مورد استفاده قرار می گیرد.
فیبر تک حالته دارای قابلیت انتقال داده ها تا 100 کیلومتر است از فیبرهای Single Mode بیشتر در تجهیزات زیرساخت مخابراتی استفاده میشود، استفاده از Multimode ها بیشتر در شبکه های داخلی رواج دارد.
هر دو طرف یک اتصال فیبر، باید با همان نوع فیبر در ارتباط باشد یعنی اگر در یک طرف ارتباط ماژول Single Mode مورد استفاده قرار گرفته طرف دیگر نیز باید از همان نوع ماژول یعنی Single Mode مورد استفاده قرار گیرد.
تقسیم با توجه به طول موج: 850nm / 1310nm / 1550nm / 1490nm / 1530nm طول موج 850nm برای SFP مالتی مود می باشد و مسافت انتقال آن زیر 2 کیلومتر است. طول موج 1310nm / 1550nm برای SFP سینگل مود می باشد و مسافت انتقال آن بالای 2 کیلومتر است.
ماژول بدون پوشش در صورتی که بدون علامت باشد به آسانی شما را به اشتباه می اندازد، رنگ حلقه کششی تولید کنندگان باعث می شود که به طور کلی تشخیص SFP به آسانی انجام پذیرد.
2ـ پهنای باند:
انتقال اطلاعات در کابل های مسی به این صورت است که سرعت انتقال بررسی شده و سپس انتقال اطلاعات صورت می گیرید. برای مثال در یک ارتباط ارتباط 10/100/1000 اگر در یک طرف 1000Mbit/s باشد و طرف ارتباط دیگر 100Mbit/s باشد، این ارتباط به صورت خودکار به 100Mbit/s تنظیم میگردد.
ولی در ارتباطات فیبر نوری باید هر دو سمت یک سرعت را پشتیبانی کنند. در حال حاضر ماژول های 1.25G و 10G بیشترین استفاده را در ارتباطات فیبر نوری را دارد.
3ـ نوع اتصال فیبر نوری:
به طور کلی کانکتور مورد استفاده در کابل های مسی RJ45 بوده اما در کابل های فیبر نوری از کانکتورهای مختلفی استفاده می شود. کانکتور فیبر نوری به هر دو انتهای کابل های نوری متصل شده و اتصال و عدم اتصال آنان را آسان تر می نمایند. البته لازم به ذکر است علاوه بر نوع کانکتور نحوه اتصال آن با فیبر نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و باید به روشی استاندار نصب شود تا ارتباط نوری برقرار گردد. از پر کاربردترین کانکتورهای فیبر نوری می توان به SC، ST و LC اشاره کرد.
جهت آشنایی بیشتر با کانکتورهای فیبر نوری به مقاله انواع مختلف کانکتور فیبر نوری مراجعه کنید.
عبارت Combo SFP Port در سوئیچ های شبکه به چه معناست؟
پورت های Combo شامل دو درگاه اترنت و SFP می باشند که به صورت همزمان فقط یکی از درگاه ها قابل استفاده می باشد. بدین صورت که اگر کابل شبکه RJ45 را به درگاه اترنت متصل نمایید به صورت همزمان نمی توان از درگاه SFP نیز استفاده کرد و بالعکس. اسلات های SFP درگاه هایی هستند که بر اساس نیاز کاربر از ماژول های فیبر نوری SFP استفاده می کنند و توسط فیبر نوری داده ها را انتقال می دهند.
جهت آشنایی بیشتر با پورت های کومبو به مقاله تفاوت میان پورت combo و SFP مراجعه کنید.
مدل سه لایه ی سیسکو برای طراحی شبکه، یک طراحی بسیار گسترده در صنعت برای ایجاد یک کسب و کار اینترنتی معتبر، مقیاس پذیر و مقرون به صرفه می باشد. به طور کلی می توان گفت این مدل مشکلات پیچیده طراحی و مدیریت شبکه را برای ما آسان تر می نماید. در این مقاله قرار است با سه لایه Access ،Distribution و Core آشنا شویم.
قبل از هر چیز می بایست درک درستی از مقیاس شبکه داشته باشیم. به این معنا که قبل از طراحی شبکه شناخت کافی در رابطه با تعداد کاربران و میزان وسعت کسب و کار بسیار مفید و ضروری خواهد بود.
از نگاه مدل سه لایه ی سیسکو برای طراحی شبکه، شبکه از لحاظ مقیاس به سه دسته تقسیم می گردند:
1ـ شبکه کوچک: شرکت هایی با کم تر از 200 کاربر
2ـ شبکه متوسط: شرکت هایی بین 200 تا 1000 کاربر
3ـ شبکه بزرگ : شرکت هایی با بیش از 1000 کاربر
طراحی شبکه بسته به میزان بزرگی شرکت و تعداد کاربرانی که می بایست از آن استفاده نمایند متفاوت می باشد. زیرا نیاز یک شبکه بزرگ بسیار پیچیده تر از یک شبکه کوچک خواهد بود. نکته قابل توجه این است که طراحی شبکه به دانش و تجربه زیادی نیازمند است. در واقع هدف از این مقاله آشنایی با مفاهیم رایج در شبکه می باشد.
اصول مهندسی در زیر ساخت:
صرف نظر از در نظر گرفتن نکاتی نظیر وسعت و نیاز شبکه، طراحی خوب یک شبکه تاثیر بسیاری بر عملکرد و اجرای موفق آن خواهد گذاشت. اصولی که توسط سه لایه سیسکو در نظر گرفته می شود شامل:
1ـ Hierarchy: این طراحی که به صورت لایه بندی شده می باشند و به طراحان شبکه کمک می نماید تا مشکلات شبکه را راحت تر مدیریت و بر طرف نمایند.
2ـ Modularity: همان طور که از نامش پیداست این طراحی سبب می شود بخش های مختلف یک شبکه همانند یک ماژول عمل کرده که در این حالت طراحی شبکه آسان تر خواهد شد.
3ـ Resiliency: شبکه کامپیوتری باید بتوانید در کلیه شرایط چه در زمان های عادی و چه زمانی که یکی از تجهیزات دچار مشکل می شود ثبات خود را حفظ کرده و به کار خود ادامه دهد.
4ـ Flexibility: قابلیت انعطاف پذیری هنگامی اهمیت پیدا می کند که یک کارشناس شبکه می خواهد شبکه خود را گسترش دهد و یا تغییراتی را در آن ایجاد نماید.
در طراحی مدل سه لایه ی سیسکو برای طراحی شبکه ، تجهیزات در سه لایه زیر گروه بندی می شوند:
تصویر زیر نشان دهنده مدل سه لایه سیسکو می باشد:
1ـ Access :
این لایه اجازه دسترسی End Device را به شبکه می دهد . در واقع بیشتر در این لایه از سوئیچ های لایه 2 و اکسس پوینت ها برای ایجاد دسترسی بین کلاینت ها و سرور استفاده می شود.
از جمله وظایف لایه Access شامل:
ـ سوئیچینگ لایه 2
ـ قابلیت دسترسی بالا
ـ امنیت پورت
ـ QOS
ـ بازرسی پروتکل (ARP)
ـ لیست های کنترل دسترسی مجازی (VACL)
ـ Spanning tree
ـ POE
راهنمای خرید سوئیچ های POE
تفاوت میان سوئیچ های شبکه لایه 2 و 3
2ـ Distribution :
این لایه که مابین دو لایه Core و Access قرار دارد و اطلاعات را از لایه Access به لایه Core منتقل می نماید. سوئیچ لایه توزیع ممکن است اطلاعات را برای بسیاری از سوئیچ های لایه دسترسی فراهم کند.
از جمله وظایف لایه Access شامل:
ـ تجمیع لینک ها ارتباطی مربوط به LAN و WAN
ـ فیلترینگ و ACL
ـ مسیریابی
ـ جایگزینی و تقسیم بار (Redundancy and load balancing)
این لایه در واقع ستون اول دیتا سنتر به حساب می آید. در این لایه سوئیچ هایی با سرعت بالا مانند سوئیچ ها سری 6500 و 4500 قرار می گیرند. در واقع به دلیل ترافیک زیادی که از طرف لایه Distribution به لایه Core وارد می شود این لایه باید بتوانید اطلاعات را با سرعت زیاد پردازش نماید.
از جمله وظایف لایه Core شامل:
ـ سوئیچنگ با سرعت بالا
ـ قابلیت اطمینان و تحمل خطا
ـ پرهیز از هرگونه پردازش اضافه روی بسته ها که باعث درگیر کردن CPU شود مانند مسائل امنیتی مثل inspection یا مواردی مثل QOS
هدف از اجرای استاندارد طراحی شبکه که سبب بهبود میزان کارآیی سوئیچ ها از طریق :
برای بررسی پروتکل مسیریابی ابتدا به تعریف پروتکل می پردازیم. پروتکل شبکه مجموعه ای از قوانین است که نحوه انتقال داده ها بین دستگاه های مختلف در یک شبکه را تعیین می کند. در اصل، به دستگاه های متصل اجازه می دهد بدون توجه به تفاوت در فرایندها، ساختار یا طراحی داخلی آنها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. به این دلیل است که می توانید به راحتی با مردم سراسر جهان ارتباط برقرار کنید و بنابراین نقش مهمی در ارتباطات دیجیتالی مدرن ایفا می کنند.
پروتکل مسیریابی چیست؟
پروتکل های مسیریابی این توانمندی را به روترها و سوئیچ های لایه 3 خواهند داد که به صورت داینامیک جدول مسیریابی (Routing Table) بین روترهای موجود در یک Internetwork مبادله شود و مسیرهای جدید را اضافه و جدول مسیریابی خود را با ارسال آپدیت ها بین یکدیگر به روز رسانی و آپدیت کند. در واقع هدف از پروتکل مسیریابی، یادگیری مسیرهای موجود در شبکه سازمانی، ایجاد جداول مسیریابی و تصمیم گیری در مورد مسیریابی می باشد. از منظر انواع پروتکل های مسیریابی برخی از متداول ترین آنها عبارتند از: RIP، IGRP، EIGRP، OSPF، BGP، ISIS و …
برخی از وظایف پروتکل های مسیریابی شامل:
مبادله جدول مسیریابی خود با سایر روترهای Internetwork
دریافت پیام های آپدیت از سایر روترها و پردازش آنها
به روزرسانی اتوماتیک جدول مسیریابی بین روترهای یک Internetwork
محاسبه بر روی مسیرهای موجود برای دسترسی به هر مقصد و انتخاب بهترین مسیر برای هر مقصد و قرار دادن آن در جدول مسیریابی
پروتکل انتخاب مسیر در روترها:
ـ Metric:
ممکن است در شبکه Internetwork برای رسیدن به مقصد دو مسیر وجود داشته باشد، در این حالت روترها برای شناسایی بهترین مسیر از واحدی به نام Metric استفاده می کنند در واقع چون پروتکل های مسیریابی مختلفی وجود دارد، هر پروتکل به یک شکل فرم مخصوص به خود Metric را محاسبه می کند.
ـ Administrative Distance:
روترهای شرکت سیسکو از واحد دیگری برای انتخاب بهترین مسیر به مقصد بین چندین پروتکل مسیریابی به نام Administrative Distance استفاده می کنند. در این حالت برای رسیدن به مقصد مسیرخای مختلفی در داخل جدول مسیریابی روترها وجود دارد که توسط پروتکل های مسیریابی مختلف بدست آمده است که در این شرایط روترهای سیسکو برای انتخاب بهترین مسیر بین چندین پروتکل مسیریابی از Administrative Distance استفاده خواهند کرد و از مسیری که دارای Administrative Distance کمتری می باشد استفاده خواهد شد.
Administrative Distance یک روش اختصاصی سیسکو برای رتبه بندی پروتکل ها و منابع مسیریابی می باشد که عددی بین 0 تا 255 را شامل می شود.
به عنوان مثال فرض کنید بر اساس جدول زیر برای رسیدن به یک مقصد دو مسیر در داخل جدول مسیریابی روتر وجود داشته باشد که یک مسیر به صورت دستی از طریق Static Route تعریف شده باشد و یک مسیر از طریق پروتکل مسیریابی RIP و هر دو مسیر قادر به دسترسی به سمت مقصد مورد نظر را داشته باشد ازکدام مسیر استفاده خواهد کرد؟ از مسیری که به وسیله Static Route ایجاد شده است یا از مسیری که توسط پروتکل RIP ایجاد شده؟
Default Distance
Administrative Distance Route Source
0
Connected interface
1
Static route
5
EIGRP summary route
20
External BGP
90
EIGRP internal route
100
IGRP
110
OSPF
115
IS-IS
120
RIP
170
EIGRP external route
200
Internal BGP
255
Unknown
در اینجا از مسیر ایجاد شده توسط Static Route بسته ها به مقصد مسیریابی خواهند شد به علت اینکه Administrative Distance مربوط به Static Route معادل 1 می باشد و از Administrative Distance پروتکل مسیریابی RIP که معادل 120 می باشد کوچکتر و دارای اولویت بالاتری می باشد.
طبقه بندی پروتکل های مسیریابی:
پروتکل های مسیریابی را می توان با توجه به ویژگی های آنها به گروه های مختلف طبقه بندی کرد:
ـ Purpose: شامل Interior Gateway Protocol (IGP) یا Exterior Gateway Protocol ـOperation: شامل Distance vector protocol، link-state protocol یا path-vector ـBehavior:شامل Classful (legacy) یا classless protocol
انواع پروتکل مسیریابی بر اساس عملکرد شامل:
پروتکل های Distance vector:
پروتکل های Distance vector جدول مسیریابی خود را برای تمامی همسایگانی که به طور مستقیم به آن ها متصل هستند، در فواصل زمانی مشخص و با پهنای باند بالایی انتشار می دهند و به آرامی همگرا می شوند. هنگامی که یک مسیر از دسترس خارج می شود، تمام روترهای شبکه باید جدول های مسیریابی خود را بر اساس اطلاعات جدید به روز کنند.
مشکل این پروتکل ها این است که هر روتر مجبور است که اطلاعات جدیدی را به همسایگان خود اطلاع دهد، در نتیجه مدت زمان زیادی طول می کشد تا همه روترها دید دقیقی از شبکه داشته باشند. این پروتکل ها از subnet mask های ثابت استفاده می کنند که مقیاس پذیر نیستند.
انواع پروتکل Distance vector:
1ـ پروتکل (RIPv1) Routing Information Protocol Version1:
این پروتکل IGP, distance vector, classful protocol می باشد. پروتکل های مسیریابی Classful فقط از شبکه هایی پشتیبانی می کنند که Subnet نشده اند. پروتکل های مسیریابی Classful اطلاعات مربوط به Subnet Mask را در Routing Update های خود ارسال نمی کنند. به زبان دیگر اگر شما شبکه ای دارید که در RIPv1 Routing Domain قرار دارد ، RIPv1 این شبکه را به عنوان شبکه Subnet نشده به سایر شبکه های موجود در Routing Domain معرفی می کند.
همچنین این پروتکل از Variable Length Subnet Masking یا VLSM پشتیبانی نمی کند و حداکثر از Metric Value 15 پشتیبانی می کند یا به عبارتی فقط 15 عدد Hop Count را پشتیبانی می کند. اگر تعداد Hop Count ها بیشتر از عدد 15 شود RIPv1 این شبکه را به عنوان شبکه غیر قابل دسترس یا Unreachable در نظر می گیرد. از طرفی این پروتکل برای ارسال پیام های بروز رسانی یا update message ها دارای مکانیزم احراز هویت نمی باشد.
نکته : Hop چیست؟ در شبکه های کامپیوتری Hop قسمتی از یک مسیر میان مبدأ و مقصد بسته اطلاعاتی است. روترها بسته های اطلاعاتی را میان شبکه مبدأ و مقصد منتقل می کند.در واقع هنگام انتقال بسته های اطلاعاتی از یک روتر به شبکه مقصد یک عمل Hop صورت می گیرد. Hop count یا تعداد هاپ ها به میانگین تعداد روتر هایی در شبکه بین مبدأ و مقصد بسته اطلاعاتی گفته می شود که بسته اطلاعاتی بایستی از آن روتر ها عبور کند.
2ـپروتکل (RIPv2) Routing Information Protocol Version2:
این پروتکل IGP, distance vector, classless protocol می باشد. پس همانطور که گفته شد RIPv2 یک پروتکل مسیریابی Classless است که به شما اجازه می دهد که بتوانید از شبکه هایی که Subnet شده اند نیز در فرآیند مسیریابی استفاده کنید. همچنین RIPv2 اجازه ارسال شدن Network Mask شبکه را در بین شبکه ها می دهد تا فرآیند Classless Routing به درستی انجام شود.
این پروتکل از Variable Length Subnet Masking یا VLSM پشتیبانی می کند و حداکثر از Metric Value 15 پشتیبانی می کند یا به عبارتی فقط 15 عدد Hop Count را پشتیبانی می کند. اگر تعداد Hop Count ها بیشتر از عدد 15 شود RIPv2 این شبکه را به عنوان شبکه غیر قابل دسترس یا Unreachable در نظر می گیرد.
از طرفی این پروتکل از Triggered Update پشتیبانی می کند یا به نوعی می توانیم بگوییم Incremental Update را پشتیبانی می کند. RIPv2 برای ارسال پیام های بروز رسانی یا update message ها دارای مکانیزم احراز هویت می باشد. مکانیزم احراز هویتی باعث می شود که روتر مطمئن باشد ترافیک Update های ورودی از منابع lمعتبری ارسال می شوند.
پروتکل IGRP یک پروتکل مسیریابی distance vector می باشد که توسط سیستم های سیسکو برای مسیریابی چندین پروتکل در شبکه های کوچک و متوسط سیسکو مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین از این پروتکل تنها باید در روترهای سیسکو استفاده کنید.
IGRP پروتکل های IP،IPX ، Decnet و AppleTalk را مسیریابی می کند که این امر باعث می شود تا پروتکل IGRP برای مشتریانی که از پروتکل های مختلف زیادی استفاده می کنند، تطبیق پذیر باشد. پروتکل IGRP مقیاس پذیرتر از پروتکل RIP می باشد زیرا از تعداد 100 هاپ (hop) پشتیبانی می کند، هر 90 ثانیه یکبار جداول مسیریابی را اطلاع می دهد و از ترکیبی از 5 معیار مختلف برای انتخاب بهترین مسیر به مقصد استفاده می کند.
پروتکل مسیریابی EIGRP یک پروتکل مسیریابی هیبریدی می باشد که توسط سیستم های سیسکو برای مسیریابی چندین پروتکل در یک شبکه سازمانی سیسکو مورد استفاده قرار می گیرد. این پروتکل از ویژگی های پروتکل های مسیریابی distance vector و link state پشتیبانی می کند.
EIGRP پروتکل های مشابه (IGRP (IP ،IPX ، Decnet و Appletalk را مسیریابی می کند و از معیارهای ترکیبی مشابه پروتکل IGRP برای انتخاب بهترین مسیر به مقصد استفاده می کند.
علاوه بر این، گزینه ای برای توازن بار ترافیک از طریق مسیرهای با هزینه برابر و نابرابر در این پروتکل وجود دارد. در پروتکل EIGRP خلاصه سازی آدرس های شبکه به صورت اتوماتیک بوده که البته می توان آن را به صورتی پیکربندی کرد که خلاصه سازی در محدوده مشخصی صورت گیرد. توزیع مجدد در بین پروتکل های IGRP و EIGRP به صورت خودکار انجام می گیرد. همچنین این پروتکل از تعداد 255 هاپ (hop) و subnet masks با طول متغییر پشتیبانی می کنند. جهت آشنایی بیشتر به مقاله آموزش پروتکل مسیریابی EIGRP مراجعه نمایید.
پروتکل های Link state:
پروتکل های مسیریابی Link state نوع دوم پروتکل های مسیریابی می باشند. هدف اصلی این پروتکل ها مانند پروتکل های distance vector پیدا کردن بهترین مسیر به مقصد با روش های مختلف می باشد. پروتکل های Link state اطلاعات مسیریابی را تنها در زمان بروز تغییرات انتشار می دهند، به همین دلیل به صورت موثر از پهنای باند استفاده می کنند. در این حالت روترها به جای جدول مسیریابی، تنها تغییرات را انتشار می دهند، در نتیجه باعث افزایش سرعت همگرایی می شود.
پروتکل مسیریابی اطلاعات جدید را در اختیار تمام همسایگان در یک شبکه قرار می دهد و تلاش می کند تا با اطلاعات مسیریابی جدید شبکه را همگرا کنند. این پروتکل ها از subnet masks با طول متفاوت استفاده می کنند که هم مقیاس پذیر هستند و هم مسیریابی را بهتر انجام می دهند. آنها همچنین نسبت به پروتکل های مسیریابی distance-vector به CPU و حافظه بیشتری نیاز دارند و پیکربندی آن سخت تر می باشد.
از پروتکل های Link State معمولاً در شبکه های بزرگ و متوسط استفاده خواهد شد.
انواع پروتکل Link state:
1ـ پروتکل (Open Shortest Path First (OSPF:
پروتکل OSPF یک پروتکل مسیریابی link state می باشد که به عنوان یک استاندارد برای مسیریابی IP در شبکه های بزرگ با چند فروشنده مورد استفاده قرار می گیرد. پروتکل link state برای ارتباط اطلاعات مسیر، یک اطلاعیه برای تمام همسایگان متصل در یک ناحیه ارسال می کند. در هنگام راه اندازی هر روتر فعال شده با OSPF ، بسته های hello را برای همه روترهای OSPF متصل ارسال می کند. بسته های hello حاوی اطلاعاتی نظیر زمان سنج های روتر،ID روتر و subnet mask می باشند. اگر روترها در مورد اطلاعات به توافق برسند ، آنها همسایه پروتکل OSPF می شوند.
روترهای همسایه با تغییر پایگاه داده ی link state یک مجاورت یا adjacencies ایجاد می کنند. روترهای موجود در لینک های point-to-point و point-to-multipoint بطور خودکار مجاورت ها را ایجاد می کنند. روترهای پیکربندی شده با رابط های OSPF مانند broadcast و NBMA از یک روتر تعیین شده استفاده می کنند تا بتوانند مجاورت را ایجاد کنند.
جهت آشنایی بیشتر به مقاله OSPF چیست مراجعه نمایید.
2ـ پروتکل Integrated IS-IS:
پروتکل مسیریابی Integrated IS-IS یک پروتکل مسیریابی link state می باشد. بنابراین قوانین حاکم بر آن مشابه قوانین link state می باشد. یعنی هر روتر اطلاعات لینک ها و روترهای متصل به خود را در شبکه ارسال می کند، در نتیجه در هر روتر اطلاعات توپولوژی شبکه وجود خواهد داشت.
این پروتکل مشابه پروتکل OSPF که سازمان های بزرگ و مشتریان ISP از آن استفاده می کنند، می باشد. یک intermediate system یک روتر و IS-IS یک پروتکل مسیریابی می باشد که بسته ها را بین intermediate systems مسیریابی می کند. IS-IS با استفاده از پایگاه داده link state و اجرای الگوریتم SPF Dijkstra کوتاه ترین مسیر را انتخاب می کند. روترهای همسایه در لینک های point to point و point to multipoint، مجاورت را با ارسال بسته های hello و تبادل پایگاه داده link state ایجاد می کنند.
روترهای IS-IS در شبکه های broadcast و NBMA یک روتر مشخص را انتخاب می کنند که مجاورت را با همه روترهای همسایه در آن شبکه ایجاد می کند. این روتر مشخص و روترهای دیگر، مجاورت را با تمام روترهای همسایه از طریق خبررسانی چند رسانه ای multicasting در شبکه ایجاد می کنند. IS-IS از یک ساختار سلسله مراتبی با روترهای سطح 1 و سطح 2 استفاده می کند.
روترهای سطح 1 مشابه روترهای OSPF هستند که هیچ ارتباط مستقیمی با خارج از ناحیه خود ندارند. روترهای سطح 2 شامل نواحی اصلی می شوند که با نواحی دیگر ارتباط برقرار می کنند. هر روتر IS-IS دارای یک آدرس خاص برای مسیریابی دامنه می باشد. همچنین IS-IS فرآیند مسیریابی را به جای یک شبکه، به یک رابط اختصاص می دهد.
نکته: پروتکل های مسیریابی در ظاهر هدف یکسانی را که همان ایجاد و آپدیت جدول مسیریابی بر روی روترهای شبکه و انتخاب بهترین مسیر می باشد را دنبال خواهد کرد ولی در حقیقت مکانیسم عمل آنها و شرایط انتخاب بهترین مسیر در هر یک از پروتکل ها با یکدیگر متفاوت می باشد.
تفاوت پروتکل های مسیریابی Classful با Classless:
ـ پروتکل مسیریابی Classful:
پروتکل های Classful در زمان تبلیغ شبکه هابه سایر روترها همراه آدرس شبکه بخش Subnet Mask مربوط به شبکه ارسال نمی شود.این پروتکل ها توانایی پشتیبانی از توانمندی VLSM را نخواهند داشت و در شبکه های که از این پروتکل استفاده می کنید به علت اینکه همراه با آدرس شبکه بخش مربوط به Subnet Mask هر شبکه تبلیغ نخواهد شد قادر به استفاده از Subnet Mask های متغیر نخواهید بود.
ـ پروتکل مسیریابی Classless:
پروتکل های Classless در زمان تبلیغ شبک ها به سایر روترها همراه با آدرس شبکه بخش Subnet Mask مربوط به شبکه ارسال می شود و این پروتکل ها توانایی پشتیبانی از VLSM را خواهند داشت.
نکته : VLSM مخفف Variable Length Subnet Masking می باشد و یکی از راه ها و تکنیک های تقسیم بندی IP به range های کوچکتر با Subnet های متغیر است که با کمترین هدر رفت IP میتوان یک range بزرگ را به rangeهای کوچکتر برای استفاده بهتر از شبکه خود تقسیم نمود. پروتکل هایی که در زمره پروتکل های Classful قرار می گیرند یعنی پروتکل های RIP 1 و IGRP، از VLSM پشتیبانی نمی کنند. برای همین هم برای استفاده از مزیت هایی که VLSM ارائه می دهد نیاز به بکارگیری پروتکل های Classless مانند BGP، EIGRP، IS-IS، OSPF، RIP 2 داریم.
مشخصات پروتکل مسیریابی:
ـ Speed of convergence: سرعت همگرایی تعیین می کند که روترها در توپولوژی شبکه به سرعت اطلاعات مسیریابی را به اشتراک می گذارند و به یک دانش ثابت می رسند. هرچه همگرایی سریعتر باشد، آن پروتکل ترجیح داده می شود. حلقه های مسیریابی زمانی رخ می دهند که جداول مسیریابی ناسازگار به دلیل همگرایی کند در یک شبکه متغیر به روز نشوند.
ـ Scalability: مقیاس پذیری بر اساس پروتکل مسیریابی که به کار گرفته شده است، میزان بزرگ شدن یک شبکه را تعیین می کند. هرچه شبکه بزرگتر باشد، پروتکل مسیریابی باید مقیاس پذیرتر باشد.
ـ Classful or classless (use of VLSM): پروتکل های مسیریابی کلاسفول شامل subnet mask نیستند و نمی توانند از subnet mask متغیر (VLSM) پشتیبانی کنند. پروتکل های مسیریابی classless شامل subnet mask در به روز رسانی ها است. پروتکلهای مسیریابی classless از VLSM و جمع بندی بهتر مسیر پشتیبانی می کنند.
ـ Resource usage: استفاده از منابع شامل الزامات یک پروتکل مسیریابی مانند فضای حافظه (RAM) ، استفاده از CPU و استفاده از پهنای باند پیوند است. منابع بیشتر نیازمند سخت افزار قوی تری برای پشتیبانی از عملیات پروتکل مسیریابی، علاوه بر فرایندهای ارسال بسته است.
ـ Implementation and maintenance: پیاده سازی و نگهداری سطح دانش مورد نیاز برای یک مدیر شبکه را برای پیاده سازی و نگهداری شبکه بر اساس پروتکل مسیریابی مستقر توصیف می کند.
جدول زیر مقایسه برخی از این پروتکل ها را نشان می دهد:
IS-IS
OSPF
RIPv2
EIGRP
IGRP
RIPv1
Fast
Fast
Slow
Fast
Slow
Slow
Speed of Convergence
Large
Large
Small
Large
Small
Small
Scalability – Size of Network
Yes
Yes
Yes
Yes
No
No
Use of VLSM
High
High
Low
Medium
Low
Low
Resource Usage
Complex
Complex
Simple
Complex
Simple
Simple
Implementation and Maintenance
تفاوت Routing Protocols و Routed Protocols در چیست؟
ـ Routed Protocol یا پروتکل مسیریابی شده:
Routed Protocol یا پروتکل مسیریابی شده به پروتکلی گفته می شود که توانایی ارسال داده از یک شبکه به شبکه دیگر را دارد. این پروتکل ها ترافیک کاربران از جمله ترافیک مربوط به e-mail ،file-transfer، وب و سایر ترافیک های مشابه را با خود حمل می کنند. آنها از یک ساختار یا سیستم آدرس دهی مانند IP Address که می تواند یک شبکه یا یک Host ( کامپیوتر،سرور،پرینتر) را در یک شبکه مشخص کند استفاده می کنند.
به بیانی دیگر این پروتکل شامل دو قسمت آدرس شبکه و آدرس Host می باشد که آدرس شبکه مشخص کنند محل قرارگیری شبکه و آدرس Host نمایانگر محل قرارگیری Host در آن شبکه است. با توجه به اینکه بیش از 90 درصد سیستم عامل ها و Host های موجود در دنیا از آدرس IP به عنوان سیستم آدرس دهی استفاده می کنند، IP Address به عنوان مهمترین و بزرگترین Routed Protocol در دنیا و در شبکه بزرگ اینترنت مورد استفاده قرار می گیرد بنابراین IP یک پروتکل از نوع Routed Protocol است.
ـ Routing Protocol یا پروتکل های مسیریابی:
Routing Protocol ها یا پروتکل های مسیریابی پروتکل هایی هستند که بصورت Dynamic مسیرهای شبکه موجود برای برقراری ارتباط بین شبکه ها را پیدا می کنند و آنها را به هم متصل می کنند، آن ها وظیفه مسیریابی و نشان دادن مسیر درست به Routed Protocol ها برای رسیدن به مقصد را بر عهده دارند. Routing Protocol هایی که در روترهای مختلف در شبکه های مختلف قرار دارند اطلاعات و بروزرسانی های خود را با همدیگر به اشتراک می گذارند تا بتوانند بهترین مسیر برای رسیدن به مقصد های شبکه ای Routed Protocol ها را پیدا کنند.
Routing Protocol ها این قابلیت را دارند که با اضافه شدن یک شبکه جدید به ساختار، آن را شناسایی کنند و مسیرهای منتهی به این شبکه را نیز برای سایر روترهای موجود در شبکه ارسال کنند. Routing Protocol ها را شما معمولا در Router های سخت افزاری، سوئیچ شبکه لایه سه، فایروال ها و سرورهای سخت افزاری و سیستم عامل های سرور مشاهده می کنید. اما بر روی کامپیوترهای معمولی و یا پرینترها وجود ندارند.
شما می توانید انواع روتر سیسکو و حتی سایر روترهای شبکه را با بهترین قیمت و کیفیت همراه با گارانتی معتبر از فروشگاه شبکه کالا خریداری نمایید.
آیا تا به حال هنگام خرید سوئیچ سیسکو این سوال برای شما پیش آمده که علت این همه تنوع چیه و چطوری میشه از میان این همه، سوئیچ سیسکو مورد نظر خود را انتخاب کنیم؟ اگر دنبال پاسخ به این سوال هستی حتما در ادامه با ما همراه باش.
سوئیچ های شبکه از جمله سوئیچ های سیسکو به عنوان پر مصرف ترین تجهیزات شبکه در دنیا به شمار می روند. این سوئیچ ها در انواع مختلفی تولید و به بازار عرضه شده اند. به همین دلیل شناخت کلیه این تجهیزات برای کارشناسان IT دشوار و حتی غیر ممکن می باشد. اما کمپانی سیسکو جهت نامگذاری این تجهیزات از یک روش خاص استفاده می کند. ما در این مقاله سعی داریم تا شما را با این قوانین و همچنین قابلیت هایی که هر کدام از آنها ارائه می نمایند آشنا کنیم.
اساس نامگذاری سوئیچ های سیسکو سری 2:
این سوئیچ ها در لایه 2 فعالیت دارند و در انواع مختلفی تولید شده اند. در ادامه با نحوه نامگذاری سوئیچ سیسکو آشنا خواهیم شد. برای مثال سوئیچ زیر را در نظر بگیرید:
نکته: این مدل تنها جهت درک بهتر شما قرار داده شده است و مبنای توضیح اعداد زیر آنان می باشد.
1ـ WS: این حروف که در ابتدای اکثر سوئیچ های سیسکو آمده است به معنای مدل سوئیچ بردی است که از رمزگذاری 40 بیتی پروتکل IPSEC پشتیبانی می کند.
2ـ در این قسمت همانطور که در تصویر بالا مشاهده می کنید علامت C گذاشته شده است که به معنی Chassis یا شاسی می باشد. البته لازم به ذکر است که ممکن است به جای این حرف از حروفی مانند X (ماژول های مرکزی پردازشی)، G (ماژول های فیبر 1 گیگابیتی) و E ( امکان استفاده از اینترفیس های 10 گیگ به کمک کارت های توسعه) استفاده شود.
3ـ این عدد که در اینجا 2 می باشد نشان دهنده لایه فعالیت سوئیچ می باشد.
4ـ دراین قسمت مدل دستگاه قرار داده می شود.
5ـ در این قسمت سری دستگاه نمایش داده می شود که هر کدام نشان دهنده قابلیت خاصی هستند که می تواند یکی از گزینه های زیر باشد:
ـ خالی: ممکن است در این قسمت هیچ حرفی قرار داده نشود که مدل اولیه سوئیچ های سیسکو با پورت های 100 مگابیت Downlink و یک گیگابیت Uplink می باشد.
ـ V2: کمپانی سیسکو این مدل را که امروزه اصلا در بازار موجود نمی باشد به نام Revision تولید و به بازار عرضه کرد.
ـ +: این سری هم دارای پورت های 100 مگابیتی می باشند اما ظرفیت رم و فلش در آنها افزایش یافته است.
ـ G: در این سری پورت های Downlink و Uplink به یک گیگابیت تغییر یافته است. البته لازم به ذکر است که در این سری ها ماژول های SFP نیز اضافه شدند. یعنی ما در این سری ها امکان استفاده از پورت های Combo ( امکان استفاده از پورت های اترنت و SFP در پورت های Uplink ) را داریم.
ـ S: این سری از سوئیچ ها علاوه بر پورت های یک گیگابیتی Downlink، دارای قابلیت Stack تا چهار دستگاه را نیز دارا می باشند.
ـ X: این سری نیز همانند سری S دارای پورت های یک گیگابیتی Downlink بوده اما از قابلیت Stack تا هشت دستگاه را پشتیبانی می کنند.
ـ XR: کلیه قابلیت های سری X را داشته، تنها تفاوت آن این است که می توان در این سری از سوئیچ ها پاور Redundant قرار داد.
ـ CX: این سری از سوئیچ ها، بیشتر برای سوئیچ های 8 پورت استفاده می شود و به صورت Compact قرار داده شده اند. به این معنی که حجم کوچکتری نسبت به سایر سوئیچ ها دارند.
6ـ در این قسمت تعداد پورت قرار داده می شود که به ترتیب می تواند 8/12/24 و 48 پورت باشد.
7ـ این قسمت نشان دهنده وضعیت پورت های Downlink می باشد، که ممکن است با T ( اترنت )، S ( اسلات های SFP )، L ( 8 پورتPOE)، P ( پورت های اترنت POE )، FP به معنی Full POE و LP به معنی Low POE نمایش داده شود.
8ـ حرف بعدی نوع پورت های Uplink را نشان می دهد که می تواند یکی از حروف Q ( پورت Uplink گیگابیت اترنت )، T ( پورت Uplink گیگابیت اترنت و C (پورت Combo Uplink گیگابیت اترنت و SFP )، S ( اسلات ماژول های SFP ) و D ( اسلات ماژول SFP و SFP+ ) باشد.
9ـ این قسمت نشان دهنده نوع لایسنس موجود بر روی دستگاه می باشد که می توانید LL یا S ( نسخه IOS موجود بر روی دستگاه LANLite است )، L ( نسخه IOS موجود بر روی دستگاه LANBase است ) و I ( نسخه IOS موجود بر روی دستگاه IPLite می باشد ) را مشاهده نمایید.
این سوئیچ ها در لایه 3 فعالیت دارند و در انواع مختلفی تولید شده اند. در ادامه با نحوه نامگذاری این سوئیچ های شبکه سیسکو آشنا خواهیم شد. برای مثال سوئیچ زیر را در نظر بگیرید:
نکته : این مدل تنها جهت درک بهتر شما قرار داده شده است و مبنای توضیح اعداد زیر آنان می باشد.
1ـ همان طور که در قسمت قبل توضیح داده شد این حروف نشان دهنده مدل سوئیچ بردی است که از رمزگذاری 40 بیتی پروتکل IPSEC پشتیبانی می کند.
2ـ در این قسمت همانطور که در تصویر بالا مشاهده می کنید علامت C گذاشته شده است که به معنی Chassis یا شاسی می باشد. البته لازم به ذکر است که ممکن است به جای این حرف از حروفی مانند X ( ماژول های مرکزی پردازشی )، G ( ماژول های فیبر 1 گیگابیتی) و E ( امکان استفاده از اینترفیس های 10 گیگ به کمک کارت های توسعه) استفاده شود.
3ـ این عدد که در اینجا 3 می باشد نشان دهنده لایه فعالیت سوئیچ می باشد.
4ـ دراین قسمت مدل دستگاه قرار داده می شود. در حال حاضر سوئیچ های سری 3850 جدیدترین سوئیچ های سیسکو به شمار می روند. البته در این قسمت سایر مدل های سوئیچ لایه 3 نظیر 3560،3750 و3650 قرار می گیرند.
نکته: در سری های 3850 بر خلاف سوئیچ های 2960 سری ساختی وجود ندارد اما در سایر سوئیچ ها مانند 3750 سری X و G را داریم که سری G نشان دهنده پورت های گیگابیت و X نشان دهنده سرعت و پشتیبانی از قابلیت +SFP می باشند.
5ـ در این قسمت تعداد پورت قرار داده می شود که به ترتیب می تواند 8/12/24 و 48 پورت باشد.
6ـ این قسمت نشان دهنده وضعیت پورت های Downlink می باشد که شامل T ( پورت اترنت )، P ( پشتیبانی از پورت POE+ )، PW/F/PF ( پشتیبانی از پورت POE+ بر روی 48 پورت )، U ( پشتیبانی از تکنولوژی UPOE )، S ( اسلات ماژول SFP ) و XS ( اسلات ماژول SFP و +SFP ) می باشند.
7ـ این قسمت نشان دهنده نوع لایسنس موجود بر روی دستگاه می باشد که می توانید S (نسخه IOS موجود بر روی دستگاه IPBase است)، L (نسخه IOS موجود بر روی دستگاه LANLite است) و E (نسخه IOS موجود بر روی دستگاه IPServices می باشد) را مشاهده نمایید.
امروزه به دلیل رشد روز افزون دنیای تکنولوژی و وابستگی کسب و کارها به شبکه های کامپیوتری، خرید تجهیزات شبکه به امری ضروری تبدیل شده است. یکی از کمپانی های معروف در زمینه تولید این تجهیزات شرکت Cisco می باشد. در حال حاضر می توان گفت تجهیزات سیسکو به ویژه سوئیچ های سیسکو در جهان بسیار پرطرفدار بوده به طوری که در اکثر دیتا سنتر ها از آنها استفاده می شوند.
پر فروش ترین سوئیچ های سیسکو در ایران در شرکت های مختلف :
به طور کلی می توان گفت انتخاب نوع سوئیچ به عوامل مختلفی مانند تعداد کاربر، نیاز سازمان، وسعت کار و … بستگی دارد. اولین فاکتور درخرید تجهیزات شبکه بررسی مقیاس کسب و کار می باشد که خود شامل مواردی همچون تعداد کاربران و نیاز سازمان می باشد.
مدل سه لایه ای سیسکو برای طراحی شبکه
سازمانی که بزرگتر باشد، تعداد کاربران بیشتری داشته و در نتیجه وسعت کار و نیازهای درخواستی از شبکه بیشتر خواهد شد. در اینجا ما به بررسی انواع مختلف شرکت به لحاظ وسعت و تعداد کاربر می پردازیم:
ـ شرکت های بزرگ و خیلی بزرگ:
همان طور که از عنوان آن مشخص می باشد این شرکت ها دارای وسعت و تعداد کاربران زیادی هستند. به همین دلیل جهت رفع نیازهای کسب کار آنان نیاز به یک شبکه قدرتمند احساس می شود. برای مثال آنها نیازمند خرید سوئیچ های سیسکو سری کاتالیست 6500 و 4500 هستند.
البته اگر با یک شرکت و یا سازمان خیلی بزرگ رو به رو باشیم، سوئیچ های Nexus در لایه Core، سوئیچ های سری 6500 و 4500 در لایه دوم Core یا در لایه اول Distribute،در لایه های پایین تر Distribute از سوئیچ های سری 3700 و 3800 و در لایه Access از سوئیچ های سری 2960 (مانند سوئیچ سیسکو مدل WS-C2960-48TT-L و سوئیچ سیسکو مدل WS-C2960-24TT-L) و اگر نیاز به سوئیچ های لایه 3 باشد می توانیم از سوئیچ های سری 3700 و 3800 نیز در این لایه استفاده نماییم.
ـ شرکت های متوسط رو به بالا :
در این شرکت ها می توان از سوئیچ های سیسکو سری 3850X در لایه Core و همچنین سوئیچ های سری 3850 (مانند سوئیچ سیسکو WS-C3850-12XS-S و سوئیچ سیسکو WS-C3850-24S-S ) و 3750 و سوئیچ سیسکو 9300 در لایه Distribute و در نهایت از سری 2960 در لایه Access استفاده کرد.
لازم به ذکر است در شرکت های متوسط رو به بالا استفاده از جدیدترین ورژن های هر سری از سوئیچ توصیه می شود. برای مثال در لایه Access از مدل 2960X و در لایه های Distribute استفاده از سری 3850 بیش تر نسبت به 3750 توصیه می شود.
ـ شرکت های متوسط رو به پایین:
این شرکت ها نیازمند وجود سوئیچ های 3850 در لایه Core و 2960 یا 3750 در لایه Distribute بوده که البته می توان در لایه Access نیز از آن ها استفاده کرد.
ـ شرکت های کوچک :
عموماً در شرکت های کوچک و خیلی کوچک به دلیل آنکه ضرورت وجود شبکه کم تر احساس می شود، ترجیح می دهند هنگام خرید تجهیزات شبکه هزینه کمتری را بپردازند. در این شرکت ها لایه Distribute تنها لایه ایست که حذف شده و در لایه Core از 3750 و 3850 استفاده می شود. البته در لایه Access نیز می توان هم از سوئیچ های سری 2960 و هم از 3750 استفاده کرد اما به دلیل هزینه بیشتر سوئیچ های 3750 پیشنهاد می شود که از همان سوئیچ های 2960 استفاده شود.
ـ شرکت های SOHO( خیلی کوچک) :
این شرکت ها بسیار کوچک هستند به طوری اصلا نیازی به ایجاد لایه بندی در سوئیچ ندارند. سوئیچ های 2960 معمولی می توانند به راحتی نیازهای شبکه این شرکت ها را برطرف نمایند اما در صورت تمایل می توانند از سری های 3750 و 3850 نیز استفاده نمایند.
البته نکته مهم در مورد این شرکت ها این است که بسیاری از آنان بخش شبکه خود را حذف کرده و هزینه ای برای آن صرف نمی کنند. این یک کار بسیار اشتباهی است به همین دلیل باید گفت هر شرکتی جهت ارتقای کسب و کار خود نیاز به وجود شبکه حتی در حد کوچک می باشند.
نکته : البته لازم به ذکر است که در کلیه موارد می بایست بخش توسعه شبکه را نیز در نظر گرفت سپس بر اساس آن طراحی شبکه را آغاز نمود. سوئیچ های شبکه سیسکو دارای انواع مختلفی هستند که بر اساس نوع نیاز می توان آنها را خریداری کرده و در شبکه استفاده نمود.
از جمله مدل های سوئیچ سیسکو مطرح در شبکه می توان به 2960، 3560، 3750، 3850 اشاره کرد. هر کدام از انها خود به بخش های مختلفی تقسیم می گردند برای مثال 2960X، 2960S، 2960، 2960G که هر کدام در برخی ویژگی ها با یکدیگر تفاوت دارند.
کلام آخر :
خرید هر کدام از سری های سوئیچ شبکه سیسکو بر اساس نیاز به عوامل مختلفی بستگی دارد که در مقاله به طور کامل توضیح داده شد. اما متاسفانه به دلیل وجود افراد سودجو در این بازار محل خرید در کیفیت و دوام تجهیزات تأثیر بسیاری دارد. به همین دلیل به شما توصیه می کنیم این تجهیزات را حتماً از شرکت های معتبر تهیه نمایید.
اگر تمایل دارید در رابطه با نحوه نامگذاری سوئیچ های شبکه بدانید به لینک مجاور مراجعه نمایید: نامگذاری سوییچ های سیسکو
اکثر کارشناسان IT با این دو قابلیت از محصولات Cisco آشنا هستند. با اینکه بین سیسکو ACI و مرکز سیسکو DNA شباهتی وجود ندارد با این وجود اکثر افراد نمی توانند این دو را از هم متمایز کنند. در این مقاله قصد داریم تفاوت میان Cisco ACI و Cisco DNA v را بیان و ویژگی های مهم آن ها را بر شماریم.
آشنایی با سیسکو ACI و سیسکو DNA:
ـ سیسکو ACI:
سیسکو (ACI (Cisco Application Centrum Infrastrast به مدیران در مراكز داده بزرگ و كوچك، امکان استفاده از اتوماسیون fine-tune را داده است. ACI با از بین بردن پیچیدگی های نصب محیط شبکه به صورت دستی، مدیریت شبکه را ساده تر کرده است. قبل از آن سوئیچ های Nexus باید یکی یکی و به صورت دستی در محیط نصب می شدند.
از آنجا که ACI با تمام دستگاههای organized به عنوان یک سیستم واحد رفتار می کند، سرپرستها می توانند همه آنها را همزمان از طریق APIC پیکربندی و مدیریت کنند؛ این موضوع باعث صرفه جویی زیادی در وقت و هزینه می شود.
Cisco Digital Network Architecture) DNA)، یک راه حل برای شبکه سازی مبتنی بر هدف است.
Cisco DNA دقیقاً مانند ACI است، که به مهندسان شبکه اجازه می دهد شبکه های جدید را به صورت مجازی و تنها با چند کلیک ساده نصب کنند. با این حال DNA یک قدم جلوتر از ACI است. DNA Center را به عنوان یک مدیریت متمرکز و پلتفورم اتوماسیون در نظر بگیرید، که کل شبکه را از APIC و تحت عنوان APIC-EM کنترل می کند.
به کار گیری سیاست های جدید ، استقرار شبکه های جدید و پشتیبانی از برنامه های جدید که هم به صورت محلی، هم در cloud و هم در سراسر شبکه WAN کار می کنند، می تواند در عرض چند ثانیه از یک نقطه تنظیم شوند. این موضوع باعث کاهش پیچیدگی شبکه های ارگانیک و حذف خطای انسانی می شود.
سیسکو DNA با استفاده از الگوهای سیاست گذاری اپلیکیشن و آماده سازی ساده، به کاربران اجازه می دهد به راحتی از ACI استفاده کنند و به طور پیوسته امکان استقرار و مدیریت خودکار IWAN را به آنها می دهد. این امر نیاز به پیکربندی جداگانه قطعات تجهیزات cisco را از بین می برد، زیرا سیستم تمام این موارد را از طریق سیسکو DNA به صورت خودکار وارد عمل می کند.
تفاوت میان Cisco ACI و DNA Cisco:
این دو عامل ذکر شده به صورت قابل توجهی مدیریت شبکه را بهبود می بخشند، تیم های مرکز داده زمان کمتری را صرف عیب یابی، آزمایش و طراحی شبکه می کنند و امنیت نیز بیشتر می شود. Micro-segmentation، امکان وجود هرگونه تهدید احتمالی را گوشزد می کند در نتیجه به دلیل اعمال کردن سیاست های امنیتی مداوم، داده های حساس در امنیت خواهند بود و همچنین سازگاری بهبود می یابد.
تنظیمات دستی می تواند منجربه خطاهای انسانی شود. از آنجا که IBN و SDN ها به صورت خودکار سیاست ها را اعمال می کنند ، خطاهای انسانی و خطرات احتمالی کاهش می یابند. Integral integrity verification تضمین می کند که سیاست ها با یکدیگردر تضاد نباشند.
جدول زیر تفاوت Cisco ACI و DNA Cisco را به صورت مختصر نشان می دهد:
Cisco DNA
Cisco ACI
Feature Set
WAN/Campus Fabric
Data Center
Use Case
ISIS is manually configured on each device unless LAN Automation works. DNA can also use OSPF for the underlay.
ISIS is pushed to all devices from APIC
Underlay
Each border node can have customized configuration.
All spines have same configuration.
Spine/Border Configuration
Each edge can have customized configuration
All Leafs are configured from APIC GUI
Leaf/Edge Configuration
Each device can be in any version as long as it running atleast the minimum version that supports DNA
All switches and controller must be in the same version train
Version
Download image from cloud> DNAC does not restart
Download image from CCO & upload to APIC> APIC will restart
Controller Upgrade
Can upgrade from DNAC or manually from switch by downloading image from COO & upload to DNA/switch
Download image from CCO & upload to APIC> Switches will restart
Switch Upgrade
مرکز معماری شبکه دیجیتال سیسکو (Cisco Digital Network Architecture Center):
در حقیقت، سیسکو ACI به محیط شما اجازه می دهد تا شبکه های جدید را به صورت مجازی نصب کنید، سیاست های برنامه را روی شبکه تغییر داده و از شبکه دید بیشتری بدست آورید. DNA Center سیسکو کمی فراتر می رود و مزایایی بیشتر از Cisco ACI ارائه می دهد. DNA Center یک پلتفورم اتوماسیون و مدیریت متمرکز برای کل شبکه است که از نسخه جدید مقیاس سازمانی APIC (تحت عنوان APIC-EM)، پشتیبانی می کند.
DNA Center علاوه بر رویکرد الگو بندی شده برای سیاست برنامه، می تواند مدیریت و استقرار IWAN را به صورت خودکار انجام دهد؛ علاوه بر این می تواند از طریق CMX Cloud، از زیر ساخت های بی سیم سیسکو شما، بینشی تجاری ارائه دهد. همچنین DNA Center می تواند با استفاده از اطلاعات محل و حضور، داده های رفتار مشتری را به مدیران شبکه تحویل دهد.
دسترسی به SD:
DNA Center یک مؤلفه مهم در Network, Intuitive می باشد. Network, Intuitive شامل مجموعه ای از راه حل های اتوماسیون و مدیریت قدرتمند جایگزین برای (به عنوان مثال، Software-Defined Access) شبکه است. SD-Access ابزاری است که متشکل از سایر ابزارهای دیگر می باشد.
در نهایت می دانیم که نگهداری شبکه موضوعی بسیار پیچیده است که بسیاری از مشاغل برای آن تلاش می کنند. Cisco ACI و CNA DNA Center دارای پتانسیل فوق العاده ای برای ساده کردن روند این هدف هستند.
Cisco ACI : کمپانی سیسکو همواره در جهت بهبود کارایی تجهیزات ساخت خود، قابلیت های جدیدی را ارائه می نماید. یکی از این اقدامات ارائه قابلیت ACI (مخفف عبارت Application Centric Infrastructure) می باشد. تکنولوژی Cisco ACI مشکلات موجود در مراکز دادهی نسل قبل را مرتفع نمود و با ارائه ملزومات مورد نیاز سبب افزایش کارایی و بهرهوری می گردد.
در واقع این قابلیت شیوه های قدیمی شبکه را تغییر داده و دستورات جدیدی را فراهم می کند. ACI از یک سیستم کنترل استفاده می کند که در آن مشخص خواهیم کرد نتیجه نهایی مورد نظرمان چیست. تکنولوژی سیسکو ACI با ایجاد یک ابر زیرساختی یکپارچه، پیچیدگیهای مربوط به پیکربندی زیرساخت را به صورت کامل از میان بر می دارد، به گونهای که مدیران شبکه، دیگر درگیر پیکربندی ارتباطات زیرساختی و پیچیدگیهای آنها نخواهند بود.
یک مدیریت سیاستگذاری شده متمرکز یا (Cisco Application Policy Infrastructure Controller (APIC
یک Cisco Application Virtual Switch (AVS) for the virtual network edge برای لبه شبکه مجازی
نوآوری های نرم افزاری و سخت افزاری
زیرساخت های یکپارچه فیزیکی و مجازی
یک اکوسیستم باز از فروشندگان شبکه، ذخیره سازی، مدیریت و هماهنگی
مقایسه میان سیسکو ACI و سیسکو DNA Center
مزایای اصلی Cisco ACI:
ـ بهینه سازی شبکه از طریق:
سادگی عملیاتی، سیاست های مشترک، مدیریت عملیاتی در برنامه های کاربردی، شبکه و منابع امنیتی
شبکه انعطاف پذیر و در عین حال بسیار در دسترس که اجازه می دهد برنامه کاربردی agile در یک یا چند سایت و در سایت های جهانی بدون نیاز به زیرساخت های پیچیده (Data Center Interconnect (DCI قرار بگیرد.
مدیریت شبکه متمرکز و دید با اتوماسیون کامل و نظارت بر سلامت شبکه در زمان واقعی
ارائه راه حل cloud-ready SDN
Platform مشترک برای مدیریت محیط های فیزیکی و مجازی
ـ محافظت از تجارت از طریق:
استمرار در کسب و کار و ریکاوری خرابی ها
ایجاد شبکه ایمن با یک الگوی امنیتی zero-trust و ویژگی های امنیتی جدید مانند microsegmentation
ـ ساختار Spine and Leaf Structure:
ACI در یک شبکه Clos ساخته شده است و دارای گره های Spine و Leaf است که در شکل زیر نشان داده شده است. هر leaf به شکلی شبکه ای به Spine متصل است. این طراحی افزایش ترافیک شرق به غرب ناشی از افزایش سرورهای مجازی در رأس ، هاست های فیزیکی را در مدرن ترین مراکز داده مکان یابی می کند.
انواع هاست ها یا EndPoints ها (دستگاه های شبکه، سرور، سرورهای مجازی و غیره) فقط به پورت های Leaf متصل می شوند و و هرگز به پورت های Spine متصل نمی شوند. گره های Spine و Leaf هر دو از سوئیچ های سیسکو سری Nexus 9000 تشکیل شده اند، اگرچه برای ادغام سایر سوئیچ های Nexus برای انتقال شبکه فعلی شما به مدل جدید ACI نیز روش هایی وجود دارد.
ـ مدل سیاست گذاری:
ACI از الگوی سیاست گذاری white-list استفاده می کند، به این معنی که به هیچ بسته ای اجازه دسترسی به برنامه ها را نمی دهد. در ACI می توانیم گروه های EndPoint را برای هر ساختاری مانند برنامه ها، گروه های پورت مجازی ، VLAN ها و غیره ایجاد کنیم. به طور کلی ما این موارد را در یک مدل برنامه 3 لایه تنظیم می کنیم که در بسیاری از مراکز داده وجود دارد. برنامه 3 لایه شامل یک لایه وب ، یک لایه برنامه و یک لایه پایگاه داده است. برای هر برنامه در هریک از این ردیف ها، می توانیم ماشین های مجازی داشته باشیم. بعد از راه اندازی EPG ها می توانیم سیاست هایی ایجاد کنیم تا انواع خاصی از ترافیک بین آنها جریان یابد. به عنوان مثال، برخلاف لیست های کنترل دسترسی که فقط مجوزهای unidirectional را ارائه می دهند.اگر بخواهیم بین دیتابیس و لایه های برنامه، دسترسی bi-directional را برای یک ترافیک خاص ایجاد کنیم می تواینم این کار را انجام دهیم. البته ممکن است فقط دسترسی unidirectional مجاز باشد.
ـ نمودار خدمات:
گاهی در جریان ترافیک نیاز به سخت افزار و نرم افزارهای قدیمی شبکه نیز وجود دارد. به عنوان مثال وقتی که ما به تعادل بار فایروال یا حتی نوعی آنتی ویروس و یا هر راه حل امنیتی دیگر بین لایه ها احتیاج داشته باشیم.
با استفاده از یک پروتکل جدید به نام OpFlex ما قادر خواهیم بود در انواع Cisco and 3rd-party applications and appliances استفاده کنیم. این امر ایجاد امنیت بین لایه ها و سازه هایی را که به راحتی قابل کپی و تغییر باشند را آسان تر می سازد.
ـ پروفایل اپلیکیشن شبکه:
بعد از تنظیم EPG ها، سیاست ها و نمودارهای خدمات را بین لایه ها Contracts ایجاد می کنیم. EPG ها هم به عنوان ارائه دهنده و هم مصرف کننده این Contractsها می توانند عمل می کنند که اساساً سیاست ها را به لایه هایی مرتبط متصل می کنند. همه اینها با هم پروفایل اپلیکیشن شبکه را تشکیل می دهند. این پروفایل اپلیکیشن شبکه نه تنها امنیت لایه ای را در اختیار ما قرار دهد، بلکه ساختارهای قابل استفاده مجدد دیگری را نیز به ما می دهد که مدیران می توانند در هر نقطه از شبکه آنها را اعمال کنند.
این مقاله بخش کوچکی از نکات مربوط به Cisco ACI و نحوه عملکرد آن را پوشش داده است. آدرسهای ACI نه تنها نیاز به مجازی سازی شبکه را برآورده می کنند بلکه برای ایجاد یک شبکه stateless در کل مرکز داده، انتزاع سخت افزاری را ایجاد می کنند. این شبکه به دلیل مواردی مانند اتوماسیون و فرآیندهای قابل تکرار باعث می شود تا مدیران شبکه نه تنها ارتباط بهتری با مدیران برنامه ها داشته باشند بلکه شبکه های قدرتمندی ایجاد می کند که نسبت به شبکه های قدیمی، در زمان کمتر عملکرد بهتری را ارائه می دهند.
سیسکو SD-Access : شبکه های سازمانی بسیار پیچیده هستند. برای مثال، محوطه یک دانشگاه و یا یک شرکت و یا سازمان با چندین شعبه را می توان از طریق اتصالات WAN به هم متصل کرد. که البته در این شرایط دستگاه های زیادی در لایه فیزیکی شامل روترها، سوئیچ های شبکه، فایروال ها، سرورها، کنترل کننده های شبکه بی سیم و غیره را خواهیم داشت که این امر مدیریت کل شبکه را سخت می کند.
برای یک کارشناس IT شاید بهترین شرایط داشتن دید کلی و عمیق نسبت به کل شبکه می باشد که همچنین بتواند از این اطلاعات در رابطه با دیگر سیاست های امنیتی استفاده نماید. اما بهترین حالت ممکن اینگونه است که شبکه خود را بخش بندی کرده و اجازه دهید هر بخش به صورت پویا این سیاست های امنیتی را اجرا نماید.
دسترسی نرمافزار محور (Software-Define Access) یا به اختصار SD-Access سیسکو همراه با سیسکو DNA برای مقاصد مشخصی در شبکه طراحی شده اند.
SD-Access سیسکو حاصل تکاملِ طراحیهای قدیمی Campus LAN در شبکههایی است که بطور مستقیم تصمیمات سازمان را اجرا میکنند. SD-Access سیسکو مجهز به یک پکیج از برنامههای کاربردی است که به عنوان بخشی از نرمافزار Cisco Center DNA برای طراحی، آمادهسازی، اعمال Policy و تسهیل در ایجاد یک Campus هوشمند شبکهی سیمی و بیسیم، اجرا میشوند.
Cisco SD-Access تقسیم بندی خودکار مبتنی بر قابلیت دید را برای جداسازی کاربر، دستگاه و ترافیک برنامه بدون طراحی فیزیکی مجدد شبکه فراهم می کند. در سیسکو SD-Access خط مشی دسترسی کاربر به صورت خودکار بوده و می توان اطمینان حاصل کرد که آیا این سیاست ها برای کاربران، تجهیزات و برنامه های شبکه به درستی وضع شده اند یا خیر؟
این امر با استفاده از سیاست های دسترسی یکپارچه در سراسر LAN و WLAN محقق می شود و بدون ایجاد خطر در امنیت، یک تجربه کاربری با ثبات را در هر قسمت از شبکه ایجاد می کند.
بررسی راه حل Cisco SD-Access:
Cisco SD-Access با بهبود قابلیت مشاهده، تعریف و بکارگیری سیاستهای دسترسی group-based، تقسیم بندی شبکه برای جداسازی ترافیک، کاهش خطر و تهدیدها و دستیابی به سازگاری در سیاست در کل شرکت از کاربران تا برنامه ها، امکان تبدیل فناوری اطلاعات را فراهم می کند. سیسکو SD-Access شامل برخی عناصر اساسی است ، از جمله:
ـ معماری مبتنی بر کنترل کننده (Controller-based architecture):
در شبکه های سنتی مدیریت هر دستگاه به طور جداگانه صورت می گرفت، که این کار بسیار زمان بر بوده و همچنین خطای انسانی در آن امری اجتناب ناپذیر بوده است. Cisco SD-Access از مرکز سیسکو DNA، به منظور کنترل و اداره اجزای شبکه مبتنی بر DNA سیسکو استفاده می نماید. اجرای سیسکو SD-Access زمان بر نبوده و می توان به سرعت آن را در شبکه پیکربندی کرد.
ـ اساس شبکه (Network fabric):
با استفاده از یک عنصر کنترل کننده، می توانید شبکه را در بلوک های منطقی بنام fabric در نظر بگیرید. Cisco SD-Access Fabric از پوشش های مجازی شبکه استفاده می کند تا در مقیاس بسیار گسترده از پویای ، تقسیم بندی و برنامه ریزی پشتیبانی کند.
Virtual Network Overlay از یک سطح کنترل استفاده می کند تا نقاط انتهایی را در مکان شبکه خود به روز نگه دارد، زیرا نقاط انتهایی در شبکه همواره تغییر می کنند. به طور کلی با جدا سازی ترافیک شبکه، پیچیدگی ها را کاهش و مقیاس پذیری و همگرایی را بهبود می بخشد.
Cisco SD-Access Fabric چندین قابلیت کلیدی را ، از جمله پویایی میزبان بدون در نظر گرفتن حجم دیتا و اندازه شبکه ، تقسیم بندی لایه 2 و لایه 3 و یکپارچه سازی بی سیم فراهم می کند. از دیگر قابلیت ها می توان به سرویس های هوشمند برای شناسایی برنامه، تجزیه و تحلیل ترافیک، اولویت بندی ترافیک و دستور عملکرد بهینه و اثربخشی عملیاتی اشاره کرد.
ـ زیرساخت قابل برنامه ریزی (Programmable infrastructure):
برای ایجاد زیرساخت های مدرن، همواره کمپانی سیسکو دستگاه های تولید خود را تجهیز کرده و آنها را به روز رسانی می کند و همواره این تولیدات جدید همسو با قابلیت های پیشرفته مبتنی بر استاندارد و قابل توسعه هستند.
صرفه جویی در زمان با استفاده از سیسکو SD-Access:
با استفاده از سیسکو SD-Access می توانید زمان لازم برای مدیریت و بهبود امنیت شبکه را به شدت کاهش دهید.
معماری سیسکو SD-Access:
سیسکو SD-Access از پنج لایه اساسی تشکیل شده است که شامل:
1ـ لایه فیزیکی:
این لایه شامل عناصر سخت افزاری، مانند روترها ، سوئیچ ها و سیستم عامل های بی سیم، اینترفیس و لینکهای ارتباطی، سوئیچ های مجازی (کلاستر) و همچنین سرورهای سخت افزاری و نرم افزاری های آن است.
2ـ لایه شبکه:
در زمان اجرا لایه شبکه در بالای لایه فیزیکی قرار دارد. این لایه را می توان به دو زیر مجموعه تقسیم کرد:
شامل تنظیمات، پروتکل ها و جداول و همچنین Stacking یا مجازی سازی دستگاه برای دستگاه هایی که یک لایه انتقال را فراهم می کنند.
شامل تنظیمات، پروتکل های حمل، سیاست ها و جداول مربوط به تجهیزاتی است که یک لایه منطقی را بر روی Network underlay ارائه می دهند.
Network underlay مشابه لایه 2 و 3 بوده و بیشترین ارتباط را با لایه فیزیکی دارد اما تمرکز آن انتقال بسته های داده به دستگاه های موجود در شبکه می باشد. Fabric overlay عمدتا یک شبکه منطقی (تونل شده) است که تقریباً تمام دستگاه های شبکه را بهم متصل می کند و پیچیدگی ها و محدودیت های ذاتی لایه (فیزیکی) را خلاصه می کند. این دو لایه بخش مهمی از راه حل سیسکو SD-Access را تشکیل می دهند به طوری که با همکاری هم بسته های دیتا را به تجهیزات شرکت کننده در SD-Access انتقال می دهند.
3ـ لایه کنترل:
شامل نرمافزار مدیریت سیستم و زیرسیستمهای راهبردی مانند اتوماسیون، احراز هویت و تجزیه و تحلیل میباشد. در حقیقت مدیریت لایه شبکه بر عهده لایه کنترل میباشد.
این لایه به سه دسته تقسیم می شود که شامل:
ـ اتوماسیون پایه و فابریک:
شامل تنظیمات، پروتکل ها و جداول برنامه برای پشتیبانی از اتوماسیون دستگاه های شبکه و خدمات مربوطه ((Cisco Network Controller Platform (NCP).
ـ اطمینان و تجزیه و تحلیل:
شامل تنظیمات، پروتکل ها و جداول برنامه برای پشتیبانی از جمع آوری و تجزیه و تحلیل وضعیت های کاربر، شبکه و برنامه ((Cisco Network Data Platform (NDP).
ـ خدمات هویت و سیاست:
شامل تنظیمات، پروتکل ها و جداول برنامه برای پشتیبانی از خدمات شناسایی و شناسایی خط نهایی ((Cisco Identity Services Engine (ISE).
این زیر دسته های لایه کنترل کننده یک لایه abstraction تشکیل می دهند تا پیچیدگی ها و وابستگی های مدیریت بسیاری از دستگاه ها و پروتکل های شبکه را پنهان کنند. به عنوان مثال ، هر زمان که چیزی را در ساختار SD-Access اضافه، حذف یا به روز کنید، این زیر دسته مسئولیت اطمینان از افزودن، حذف یا به روزرسانی صحیح آن ها را دارند.
کلیه خدمات اتوماسیون “پایه” و “فابریک” توسط Cisco NCP و کلیه خدمات “تجزیه و تحلیل” و “اطمینان” توسط CDP NDP ارائه می شوند. هر دو این زیر سیستم ها با هم در یک دستگاه فیزیکی (های) یکسان کار می کنند. تمام خدمات “هویت” و “خط مشی” توسط Cisco ISE ارائه می شود که با یک یا چند دستگاه جداگانه کار می کند.
این زیر سیستم های کنترل کننده ممکن است در یک یا چند دستگاه در یک مدل مستقل، در محل کار شما و به عنوان سرویس های مبتنی بر ابر کار کنند.
قسمت مهم این لایه (از منظر معماری) این است که این سه زیر دسته راه حل کلی SD-Access را تشکیل می دهند. هر زیر دسته وظیفه مدیریت بخشی از راه حل و تبادل اطلاعات متنی با سایرین را بر عهده دارد. آنها با هم کار می کنند تا یک سیستم مدیریت بسته کاملاً خودکار برای دستگاه های شرکت کننده در Cisco SD-Access را ارائه دهند.
4ـ لایه مدیریت:
شامل عناصری است که کاربران با آن ارتباط برقرار می کنند، به ویژه رابط کاربری گرافیکی (GUI)، همچنین API ها و رابط های (CommandLine (CLI در صورت لزوم کاربران از طریق لایه مدیریت با لایه کنترل کننده ارتباط برقرار می کنند، این لایه همچنین می تواند به لایه های بیشتری تقسیم شود، اگرچه به روشی متغیر، زیرا گردش کارهای مختلف کاربر می تواند به عنوان برنامه های جداگانه (کوچکتر) در معرض دید قرار گیرد یا به عنوان مراحل جداگانه در یک برنامه واحد (بزرگتر) با هم ادغام شود.
دو نوع برنامه وجود دارد:
ـ تنظیمات مرکز سیسکو DNA:
حاوی تنظیمات کنترل کننده ، API ها و جداول برای پشتیبانی از ارتباطات بین سیستم های فرعی و همچنین ادغام سرویس های مشترک.
برنامه های مرکز سیسکو DNA:
ابزارهای گردش کار و داده های برنامه زمینه ای را برای پشتیبانی از گردش کارهای مختلف کاربر (مانند طراحی ، سیاست ، تهیه و اطمینان) می باشد. تنظیمات Cisco DNA Center مشابه تنظیمات موجود در سایر سیستم های مدیریت شبکه هستند اما همچنین شامل ابزارها و تنظیمات خاصی برای ادغام بین سیستم های فرعی کنترل کننده و همچنین API ها برای ادغام با سیستم های مختلف خارجی هستند.
برنامه های کاربردی Cisco DNA Center برای سادگی طراحی شده اند و براساس گردش کار کاربر اصلی تعریف شده توسط Cisco DNA مانند طراحی، سیاست، تهیه و اطمینان اقدامات لازم را انجام می دهند.
بخش مهم این لایه (از منظر معماری) این است که این دو نوع برنامه نحوه تعامل کاربر با راه حل SD Access، نحوه تعامل Cisco DNA Center با سیستم های شریک و intent-based را تشکیل می دهد. این یک رابط کاربری قابل انعطاف و قابل تنظیم و سیستم تجربه کاربر (UI / UX) است که امکان تکامل راه حل را در آینده فراهم می کند.
5ـ لایه پارتنر:
شامل همه سیستم های سیسکو و third-party partner است که توانایی افزایش خدمات و یا نفوذ در SD-Access را دارند. با توسعه بیشتر سیستم های مبتنی بر کنترل کننده و پیشرفتهای در زمینه سخت افزاری و نرم افزاری دستگاههای شبکه دارای Fabric، اکنون می توان اطلاعات متنی در زمان واقعی را بین مرکز DNA سیسکو و سیستم های مختلف به اشتراک گذاشت.
در حالی که ممکن است این لیست کامل نبوده و مدام به آن افزوده شود در اینجا تعدادی از آنها را مثال می زنیم:
فایروال ها: محتوای هویت و سیاست را برای قوانین فایروال group-based اشتراک بگذارید.
DNS ، DHCP و IPAM: تخصیص IP و نام آدرس را به اشتراک بگذارید.
خدمات نام دامنه (DNS)
پروتکل پیکربندی میزبان پویا (DHCP)
مدیریت آدرس (IP (IPAM
Cloud Services: هویت ، سیاست و زمینه حمل و نقل را برای برنامه های مبتنی بر cloud به اشتراک بگذارید.
NaaS و ETA: شناسه و ویژگی های سیاست را برای کاهش تهدیدات به اشتراک بگذارید.
شبکه به عنوان حسگر (NaaS)
تجزیه و تحلیل تهدید رمزگذاری شده (ETA)
توابع شبکه مجازی (VNF): هویت ، سیاست و زمینه حمل و نقل را برای برنامه های مبتنی بر کانتینر به اشتراک بگذارید.
مثالها و احتمالات بسیار دیگری وجود دارد. با ادامه تکامل اکوسیستم شریک Cisco SD-Access، ما روش های جدیدی را برای اشتراک و استفاده از داده های متنی با شرکای خود اضافه خواهیم کرد.
سوئیچ های شبکه ای که از راه حل سیسکو SD-Access پشتیبانی می کنند:
ـ Cisco Catalyst 9300 Series
ـ Cisco Catalyst 9400 Series
ـ Cisco Catalyst 9500 Series
ـ Cisco Catalyst 3650 Series
ـ Cisco Catalyst 3850 Series
ـ Cisco Catalyst 4500-E Series
ـ Cisco Catalyst 6880-X Series
ـ Cisco Catalyst 6840-X Series
ـ Cisco Catalyst 6807-XL
ـ Cisco Catalyst 6500-E Series
ـ Cisco Nexus 7700 Series
این سوئیچ ها به عنوان گره های داخلی SD-Access پشتیبانی می شوند:
ـ Cisco Catalyst 3560-CX Series
ـ Cisco Catalyst Digital Building Series
ـ Cisco Industrial Ethernet 4000 and 5000 Series
روترهای شبکه ای که از راه حل سیسکو SD-Access پشتیبانی می کنند:
ـ Cisco ASR 1000-X Series
ـ Cisco ASR 1000-HX Series
ـ Cisco ISR 4300 Series
ـ Cisco ISR 4400 Series
ـ (Cisco Integrated Services Virtual Router (ISRv
ـ (Cisco Cloud Services Virtual Router (CSRv
دستگاه های وایرلسی که از راه حل سیسکو SD-Access پشتیبانی می کنند:
ـ 3504 Wireless Controller
ـ 5520 Wireless Controller
ـ 8510 Wireless Controller
ـ 8540 Wireless Controller
اکسس پوینت هایی که از راه حل سیسکو SD-Access پشتیبانی می کنند:
ـ Aironet® 1700 Series
ـ Aironet 2700 Series
ـ Aironet 3700 Series
ـ Aironet 3700 Series
ـ Aironet 1800 Series
ـ Aironet 2800 Series
ـ Aironet 3800 Series
اکنون شما درک خوبی از کل راه حل Cisco SD-Access، در سطح فنی متوسط دارید و باید بتوانید همه 5 لایه اصلی سیسکو SD-Access (فیزیکی ، شبکه ، کنترل کننده ، مدیریت و شریک) را شناخته و نقش اساسی آنها را توصیف کنید. Cisco SD-Access قابلیت های جدیدی را در شبکه سازمانی نشان می دهد.